برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1577 100 1
شبکه مترجمین ایران

splendor

/ˈsplendər/ /ˈsplendə/

معنی: فر، زرق و برق، فره، شکوه و جلال
معانی دیگر: شکوه، شوکت، مهستی، درخشانی، درخشندگی، تابناکی، رنگ و آب، splendour : شکوه وجلال

بررسی کلمه splendor

اسم ( noun )
مشتقات: splendorous (adj.), splendrous (adj.)
(1) تعریف: grandeur or magnificence.
مترادف: glory, grandeur, magnificence, majesty
متضاد: modesty, ordinariness, simplicity
مشابه: dazzle, pomp

- The rulers had always lived in splendor in their palaces.
[ترجمه ترگمان] فرمانروایان همیشه با شکوه و جلال در کاخ‌های خود زندگی می‌کردند
[ترجمه گوگل] حاکمان همیشه در شکوه خود در کاخ های خود زندگی می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: great radiance or brilliance.
مترادف: brilliance, effulgence, radiance

- The golden domes of the churches give splendor to the city.
[ترجمه ترگمان] گنبد طلایی کلیساها به شهر شکوه می‌بخشد
[ترجمه گوگل] گنبدهای طلایی کلیساها به شهر شکوفایی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه splendor در جمله های نمونه

1. the splendor of takht jamshid
شکوه تخت جمشید

2. All the splendor in the world is not worth a good friend.
[ترجمه ترگمان]تمام شکوه و جلال دنیا ارزش یک دوست خوب را ندارد
[ترجمه گوگل]تمام شکوه و عظمت در جهان ارزش دوست خوب ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. All the splendor 1 in the world is not worth a good friend.
[ترجمه ترگمان]تمام عظمت ۱ در جهان ارزش یک دوست خوب را ندارد
[ترجمه گوگل]تمام شکوه و جلال 1 در جهان ارزش یک دوست خوب ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The splendor of the palace dazed him.
[ترجمه ترگمان]شکوه کاخ او را گیج کرد
[ترجمه گوگل]شکوه و جلال قصر او را خیره کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The house has been restored to its original splendor.
[ترجمه ترگمان]خانه به شکوه و شکوه اصلی خود بازگشته است
[ترجمه گوگل]خانه به زیبایی اصلی خود بازگشته است
[ترجمه شما] ...

مترادف splendor

فر (اسم)
escape , nimbus , gloria , oven , curls , splendor , frizzle , gloriole
زرق و برق (اسم)
glamor , luster , splendor , flamboyance , shininess , flamboyancy
فره (اسم)
luster , lustre , pomp , splendor , splendour
شکوه و جلال (اسم)
luxuriance , splendor , splendour

معنی کلمه splendor به انگلیسی

splendor
• magnificence, grandeur; brilliance, brightness, radiance
in all its splendor
• in great glory, in magnificence

splendor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sunflower
بزرگی، عظمت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی splendor

کلمه : splendor
املای فارسی : سپلندر
اشتباه تایپی : سحمثدیخق
عکس splendor : در گوگل

آیا معنی splendor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )