برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

smash up

بررسی کلمه smash up

اسم ( noun )
• : تعریف: a damaging collision, esp. between automobiles; wreck.
مشابه: crash, smash, wreck

واژه smash up در جمله های نمونه

1. The thieves not only stole the jewels, but smashed up most of the valuable furniture in the room.
[ترجمه ترگمان]دزدها نه تنها جواهرات را دزدیدند، بلکه بیشتر اثاثیه گران بها را در اتاق خرد کردند
[ترجمه گوگل]دزدان نه تنها جواهرات را به سرقت برده اند، بلكه بیشتر از مبل های با ارزش در اتاق را خراب می كنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She took/got/exacted revenge on him for leaving her by smashing up his car.
[ترجمه ترگمان]او برای اینکه او را با خرد کردن ماشینش ترک کند، از او انتقام گرفته بود
[ترجمه گوگل]او به خاطر دست زدن به ماشینش، او را گرفت و انتقام گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She took revenge on her ex-boyfriend by smashing up his home.
[ترجمه ترگمان]اون از دوست پسر سابقش با خرد کردن خونه اش انتقام گرفت
[ترجمه گوگل]او با سر و صدا کردن خانه اش انتقام گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In the sixties he was famous for taking drugs and smashing up hotel rooms.
[ترجمه ترگمان]او در دهه شصت به خاطر مصرف مواد و خرد کردن اتاق‌های هتل مش ...

smash up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Behrad
خراب كردن. كشتن. له كردن. از بين بردن. خراشيدن. تصادف با ماشين.
محمدرضا
تصادف شدید با خودرو داشتن
اهورا
تصادف کردن با ماشین
Negar
پرس شدن ، خرد شدن ، تصادف شدید با اتومبیل👍
Tom smashed up his car on the highway
👍
سیما رحیمی
عمدا چیزی رو خراب/نابود کردن
to destroy sth deliberately

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی smash up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )