برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

slow down

/sloʊ daʊn/ /sləʊ daʊn/

بررسی کلمه slow down

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to proceed, move, or operate more slowly or calmly than before.

- The car slowed down when it passed my house.
[ترجمه sara] وقتی از خانه من عبور کرد سرعت ماشین کم شد.
|
[ترجمه ترگمان] وقتی از جلوی خانه من رد شد، اتومبیل یواش کرد
[ترجمه گوگل] ماشین وقتی که خانه من را گذراند آهسته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- If she does not slow down, she will end up making herself ill.
[ترجمه علیرضا زاهدپور] اگه آرام نگیره آخرش خودشو مریض میکنه|
[ترجمه ترگمان] اگر آرام نگیرد، آخرش خودش را ناخوش خواهد کرد
[ترجمه گوگل] اگر او کم کند، او در نهایت خود را بیمار خواهد ساخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه slow down در جمله های نمونه

1. Friction gradually caused the sliding box to slow down and stop.
[ترجمه فاتمه] نیروی اصطکاک به تدریج باعث شد که جعبه آرامتر حرکت کند و بایستد.
|
[ترجمه ترگمان]اصطحکاک به تدریج باعث می‌شود که جعبه sliding کند و متوقف شود
[ترجمه گوگل]اصطکاک به تدریج جعبه کشویی را به کاهش و توقف متوقف می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Slow down - you're breaking the speed limit.
[ترجمه فاتمه] آرامتر!تو داری حد مجاز سرعت رو رد می کنی.
|
[ترجمه parya] آرامتر بران! تو داری حد مجاز سرعت را رد میکنی|
[ترجمه ترگمان]سرعتت رو کم کن - تو داری حد سرعت رو می‌شکنی
[ترجمه گوگل]آهسته کردن - شما حد مجاز را از دست می دهید
...

معنی slow down در دیکشنری تخصصی

slow down
[ریاضیات] کمک کاری، کم کردن سرعت، آهسته کاری، کاهش سرعت

معنی کلمه slow down به انگلیسی

slow down
• speak slower; reduce speed
slow down the rate
• decrease the pace

slow down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مینو
آرام باش
Ghazal
اروم شو
Rzgls
کم فعال شدن (verb)
Diba
کم فعال بودن
میثم
شل گرفتن
Elly
آروم تر رفتن با ماشین
نوید نامداری
(P.V) 1.آهسته شدن ، آرام کردن 2.کم تحرک شدن ، کم مشغله شدن
Mhsw
کمترکردن فعالیت و استراحت ‌کردن(verb)
Reza
Do you need to slow down
یعنی چه
محمدرضا ایوبی صانع
کند کردن
reduce
Leila
Slow down means be less active or relax more.
دکتر سعیدی
آهسته رفتن
tinabailari
کمتر کردن فعالیت
مرجان فرجی
زیاد تند نرفتن
کوتاه آمدن
عجله نکردن
mehrdad
اهسته برانید
Mahdi
slow down:کم کار-کسی که فعالیت کمی داردless active
یوسف
به معنی کند کردن، پایین آوردن سرعت می باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی slow down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )