برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1426 100 1

show off

/ˈʃoʊˈɒf/ /ʃəʊɒf/

معنی: خود نمایی کردن
معانی دیگر: به رخ کشیدن، پز دادن، (به چیزی) نازیدن، بالیدن، جولان دادن، شکوهیدن، ادم خودنما

بررسی کلمه show off

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to pretentiously display one's skills or abilities with the purpose of impressing others.
مترادف: flaunt, grandstand, showboat
مشابه: boast, brag, gasconade, parade, sport, strut, swagger
اسم ( noun )
مشتقات: show-offish (adj.)
(1) تعریف: one who tries to impress others by a display of physical ability, wealth, knowledge, wit, or the like.

- He's taking diving lessons, and now he's such a show-off at the pool!
[ترجمه ترگمان] او دارد به کلاس شیرجه می‌رود، و حالا او مثل یک سیرک سیار در کنار استخر است
[ترجمه گوگل] او درس های غواصی را می گیرد، و در حال حاضر او چنین نمایشگاهی در استخر است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an act or instance of such display.

واژه show off در جمله های نمونه

1. She likes to wear short skirts to show off her legs.
[ترجمه بهروز مددی] او علاقه دارد با پوشیدن دامن کوتاه و نمایش پاهای عریانش خودنمایی کند.
|
[ترجمه ترگمان]اون دوست داره دامن کوتاه بپوشه تا پاهاش رو نشون بده
[ترجمه گوگل]او دوست دارد دامن های کوتاه را برای نشان دادن پاهای خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She only bought that sports car to show off and prove she could afford one.
[ترجمه ترگمان]او فقط آن ماشین ورزشی را خرید و ثابت کرد که استطاعت خرید یکی از آن‌ها را دارد
[ترجمه گوگل]او فقط ماشین ورزشی را برای نشان دادن و ثابت کرد که می تواند یکی را خریداری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They have a tendency to show off, to dramatize almost every situation.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها تمایل دارند که نمایش را نشان دهند و تقریبا هر وضعیتی را از بین ببرند
[ترجمه گوگل]آنها تمایل دارند تا نشان دهند، تقریبا هر وضعیت را به نمایش می گذارند
[ترجمه شما] ...

مترادف show off

خود نمایی کردن (فعل)
pose , spark , grandstand , flaunt , dash , show off , posture

معنی عبارات مرتبط با show off به فارسی

معنی کلمه show off به انگلیسی

show off
• boast, be proud; exhibit; coquetry, prissiness; one who thinks highly of himself and attempts to demonstrate it to others
• a show-off is someone who shows their skills or abilities in an obvious way in order to impress people; used showing disapproval.

show off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فهیمه
خودنمایی کردن
.....
هم به معنای خودنمایی کردن (v)
و هم شخص خودنما (n)
البته تو دیکشنری show-off به معنی شخص خودنما است.
Masoud
تحسین کردن شخصی بخاطر توانایی یا دانش او
Hassan
چسی اومدن
بهناز همتي
به رخ كشيدن
Ayda
to show people sth you are very proud off so they will admire it
متین خدایی
پز دادن
صالــــــح افتخـــــــــــــاری
قیافه گرفتن،پز دادن ،و...
پوری غفاری
تظاهر کردن به چیزی که نیست ‌وما میخوایم درست برعکس نشانش دهیم.بیشتر از بد به خوب
نظامی
پزدادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی show off
کلمه : show off
املای فارسی : شو آاف
اشتباه تایپی : ساخص خبب
عکس show off : در گوگل

آیا معنی show off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )