برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

settle up


مبلغ بدهی را معلوم کردن، واریز کردن

واژه settle up در جمله های نمونه

1. When we approached the till to settle up, he reduced our bill by 50 per cent.
[ترجمه ترگمان]وقتی به آن نزدیک شدیم، اسکناس را به پنجاه درصد تقلیل داد
[ترجمه گوگل]هنگامی که ما برای رسیدگی به آن نزدیک شدیم، این مبلغ را 50 درصد کاهش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'll settle up with them soon.
[ترجمه من] من به زودی با اونا تسویه میکنم
|
[ترجمه ترگمان]به زودی باهاشون کنار میام
[ترجمه گوگل]من به زودی با آنها خواهم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Would you like to settle up now, sir?
[ترجمه ترگمان]آقا، شما میل دارید که به این موضوع خاتمه دهید؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید در حال حاضر، آقا؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You buy the tickets and I'll settle up with you later.
...

معنی کلمه settle up به انگلیسی

settle up debts
• pay outstanding balances

settle up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Lili
Pay back the money
مهدی جلالی
پرداخت دنگ توسط هر شخص
پریا شهسواری
پرداخت کردن- کرایه چیزی را دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی settle up

کلمه : settle up
املای فارسی : ستل آاپ
اشتباه تایپی : سثففمث عح
عکس settle up : در گوگل

آیا معنی settle up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )