برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

selection

/səˈlekʃn̩/ /sɪˈlekʃn̩/

معنی: پسند، انتخاب، گزینش، گزین
معانی دیگر: دستچین، برگزیده، گزیده، گلچین، مجموعه (ی متنوع)، گردآورد، (زیست شناسی) گزینش

بررسی کلمه selection

اسم ( noun )
(1) تعریف: an act, instance, or process of selecting, or the condition of being selected.
مترادف: choice, election, pick
متضاد: rejection
مشابه: option

- His selection of a tie for work was always done with impatience.
[ترجمه موسی] انتخاب کراوات او برایِ کار همیشه با بی حوصلگی انجام می شد.
|
[ترجمه ترگمان] selection برای کار همیشه با بی‌صبری تمام شده‌بود
[ترجمه گوگل] انتخاب او از یک کراوات برای کار همیشه با بی حوصله انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- No one could understand the boss's selection of this person for the job.
[ترجمه ترگمان] هیچ‌کس نمی‌توانست انتخاب رئیس این فرد را برای این کار درک کند
[ترجمه گوگل] هیچ کس نمی تواند انتخاب رئیس این شخص را برای این کار درک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The selection of class president is done by a vote.
...

واژه selection در جمله های نمونه

1. selection of candidates
گزینش نامزدها

2. a selection of bahar's poems
گزیده‌ای از اشعار بهار

3. a selection of silk ties
مجموعه‌ای از کراوات‌های ابریشمی

4. menu selection
گزینش از روی منو

5. natural selection
گزینش طبیعی

6. the selection of the team members was haphazard
گزینش اعضای تیم بدون حساب و کتاب انجام شد.

7. amplify selection
گزینش دامنه

8. artificial selection
(زیست شناسی) گزینش ساختگی،انتخاب مصنوعی

9. It was not easy to make our selection .
[ترجمه ترگمان]انتخاب ما آسان نبود
[ترجمه گوگل]انتخاب ما آسان نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We asked a random sample/selection of people what they thought.
[ترجمه ترگمان]ما از یک نمونه \/ انتخاب تصادفی از افرادی که فکر می‌کردند انتخاب کردیم
[ترجمه گوگل]ما یک نمونه / انتخاب تصادفی از آنچه که فکر می کردیم پرسیدیم
[ترجمه شما ...

مترادف selection

پسند (اسم)
admiration , choice , approbation , selection
انتخاب (اسم)
choice , selection , option , pickup , draft , election , delegacy
گزینش (اسم)
selection , election
گزین (اسم)
selection

معنی عبارات مرتبط با selection به فارسی

مقابله گزینش
نسبت گزینش
جور کردن گزینشی
گزینه، گزینه انتخاب
گزینش دامنه
(زیست شناسی) گزینش ساختگی، انتخاب مصنوعی
(فرگشت داروینی) گزین طبیعی، انتخاب طبیعی، فلسفه انتخاب اصلح در طبیعت
انتخاب کالا توسط مشتری، خود گزینی

معنی selection در دیکشنری تخصصی

selection
[علوم دامی] انتخاب ، بهگزینی ؛ فراهم آوردن موجبات یا اجازه دادن به برخی از افراد برای تولید نسل آینده است . در یک جمعیت هم انتخاب مصنوعی به وسیله انسان و هم به انتخاب طبیعی صورت می گیرد .
[کامپیوتر] گزینش؛ انتخاب
[برق و الکترونیک] انتخاب
[ریاضیات] تصفیه، انتخاب، گزینش
[کامپیوتر] ناحیه ی انتخاب - ناحیه ای که به وسیله ی کادر محدود کننده ( bounding box)علامت گذاری شده است . وقتی تصویری اسکن می شود ، ناحیه ی انتخاب فقط آن قسمت از صفحه را که باید دیجتایز شود ، علامت می زند.
[آمار] اریبی گزینش
[برق و الکترونیک] بازبینی انتخاب بازبینی انجام شده در کامپیوتر دیجیتال که برای تعیین آن ثبات یا جانبی صحیحی برای احرای دستورالعمل بعدی انتخاب شده است .
[زمین شناسی] معیار گزینش
[آمار] تفاضل گزینش
[ریاضیات] عامل گزینش، فاکتور انتخاب
[برق و الکترونیک] غرق کردن انتخابی
[کامپیوتر] سردر انتخاب - نگاه کنید به marquee select.
[آمار] گزینش متغیّرهای رگرسیونی
...

معنی کلمه selection به انگلیسی

selection
• choice, instance of choosing; assortment, collection of items available to choose; option; state of being chosen
• selection is the act of choosing one or more things or people from a group for a particular purpose.
• a selection of people or things is a set of them chosen from a larger group.
• the selection of goods in a shop is the range of goods available.
all race selection
• election or choice including people of all races
band selection
• choosing from among a number of possible areas
multiple selection
• selection of several items at once
natural selection
• process in which species that are best adapted to their environments will survive
• natural selection is a process which results in animal and plant species that are best adapted to their environment surviving and reproducing, while those that are less well adapted die out.

selection را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جواد
منتخب ،گلچین
Elaheh
گزینش
mah rokh
گزینه یا گزینه ها(انتخاب ها)
فاطی
سلکشن
موسی
selection(noun) = انتخاب،گزینش،مجموعه،برگزیده،گلچین،بهگزینی،پسوند گزینی(مثل:site selection=مکان گزینی،mate selection=همسرگزینی)،پسوند یابی(مثل:term selection=معادل یابی)

mass selection= بهگزینی انفرادی
index selection = شاخص انتخاب
random selection = گزینش تصادفی
natural selection = انتخاب طبیعی
the selection process = فرآیند گزینش
a selection of numbers = یک مجموعه اعداد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی selection

کلمه : selection
املای فارسی : سلکشن
اشتباه تایپی : سثمثزفهخد
عکس selection : در گوگل

آیا معنی selection مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )