برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

scientist

/ˈsaɪəntəst/ /ˈsaɪəntɪst/

معنی: عالم، دانشمند
معانی دیگر: ویژه گر علوم، دانشمند (در علوم)، چیستاگر

بررسی کلمه scientist

اسم ( noun )
• : تعریف: one who uses scientific procedures and is involved in science, esp. the physical or natural sciences.

واژه scientist در جمله های نمونه

1. atomic scientist
دانشمند علوم اتمی

2. a research scientist
دانشمند پژوهشگر

3. an obscure scientist
یک دانشمند گمنام

4. it is the onus of every scientist to add to the sum total of human knowledge
وظیفه‌ی هر دانشمند است که بر جمع دانش بشری بیافزاید.

5. receiving the nobel prize was the crown of his career as a writer and scientist
دریافت جایزه‌ی نوبل (نقطه‌ی) اوج کار او به عنوان یک نویسنده و دانشمند بود.

6. Her mother was a brilliant scientist.
[ترجمه محمد] مادرش یک دانشمند نورانی بود
|
[ترجمه ارسلان] مادرش یک دانشمند خارقالعاده بود|
[ترجمه ترگمان]مادرش یک دانشمند فوق‌العاده بود
[ترجمه گوگل]مادرش یک دانشمند درخشان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف scientist

عالم (اسم)
cosmos , universe , world , scientist
دانشمند (اسم)
scholar , oracle , litterateur , erudite , scientist , savant , pundit , sapient

معنی عبارات مرتبط با scientist به فارسی

نیروگاه اتمی، دانشمند علوم اتمی
رجوع شود به: christian science
ویژه گر علوم سیاسی

معنی کلمه scientist به انگلیسی

scientist
• expert in a particular branch of science; man of science, researcher
• a scientist is an expert who does work in one of the sciences.
eminent scientist
• famous scientist
natural scientist
• naturalist, one who studies animals and plants; expert in natural science
political scientist
• person who studies political science; scientist who specializes and studies the structure and methods of governments and political organizations
• a political scientist is someone who studies and lectures on political science.
rocket scientist
• (slang) brainiac, very intelligent and brilliant person, genius
social scientist
• a social scientist is a person who studies or teaches social science.

scientist را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضاکیانی
دانشگار
هستی
پروفسور
🌷Parham🌷
دانشمند، پروفسور:(Scientist)
Ali
آزمایشگاه علوم باشد
tinabailari
دانشمند
I was reading a book about famous Iranian scientists
من داشتم یک کتاب درباره دانشمندان ایرانی می خواندم🕝🕝
tinabailari
دانشمند
I was reading a book about famous Iranian scientists
من داشتم یک کتاب درباره دانشمندان ایرانی می خواندم🕝🕝
.
پژوهشگر، دانشمند،(در بعضی از مواقع) 👈🏻کسانی که با فسیل ها سر و کله می زنند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی scientist

کلمه : scientist
املای فارسی : ساینتیست
اشتباه تایپی : سزهثدفهسف
عکس scientist : در گوگل

آیا معنی scientist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )