برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

same

/ˈseɪm/ /seɪm/

معنی: یکسان، شبیه، همان، یک نواخت، همان کار، همان چیز، همان جور، عینا مثل هم، بهمان اندازه
معانی دیگر: همین، همان قدر، هم -، همان طور، همان گونه، یک جور، همانند، به یک درجه، به یک میزان

بررسی کلمه same

صفت ( adjective )
(1) تعریف: being one identical thing or person and not a new or different thing or person.
مترادف: identical, selfsame, very
متضاد: different, other
مشابه: even, level, like, one, synonymous

- We must have spoken to the same person at different times.
[ترجمه ترگمان] ما باید در زمان‌های مختلف با یک شخص صحبت کرده باشیم
[ترجمه گوگل] ما باید در یک زمان متفاوت با یک شخص صحبت کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- This is the same bed that your father slept in when he was a child.
[ترجمه گلناز] این همان بستری است که پدرت زمانی که بچه بود در آن خوابیده بود
|
[ترجمه ترگمان] این همان رختخوابی است که پدرت وقتی بچه بود خوابیده بود
[ترجمه گوگل] این همان بستری است که پدرت در هنگام کودکی خوابیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: perfectly alike or equal; not at all different.
مترادف: dupli ...

واژه same در جمله های نمونه

1. that same saam is the son of nariman . . .
همان سام پور نریمان بود . . .

2. the same day
همان‌روز

3. the same politics was followed by his successors
جانشینان او نیز از همان سیاست پیروی کردند.

4. the same standards used in steel must in justice be applied to other industries
همان معیارهایی که در پولادسازی به کار گرفته می‌شود باید با بی‌غرضی در مورد صنایع دیگر هم اعمال شود.

5. the same old story
1- همان آش و همان کاسه 2- چیز مکرر

6. much the same as the other students
کمابیش مانند دیگر دانشجویان

7. the very same ring
عینا همان انگشتر

8. (it's the) same difference
(امریکا - خودمانی) فرقی ندارد،توفیر نمی‌کند

9. all the same
1- در هر حال،با این همه

10. at the same time
1- همزمان،باهم

11. at the same time
1- در همان زمان،در همان هنگام 2- به هرحال،با این وجود،در عین حال

12. by the same token
به‌همین طریق،به همین دلیل،همین طور

13. by the same token
...

مترادف same

یکسان (صفت)
similar , identical , identic , equal , alike , akin , same , uniform , invariant
شبیه (صفت)
similar , equal , alike , rival , like , same , analogous , quasi , papilionaceous , semblable
همان (صفت)
very , identical , identic , same , idem , selfsame
یک نواخت (صفت)
level , singsong , same , uniform , unisonant , unisonous , monotonous , invariable , steady , monotone , monotonic
همان کار (صفت)
same
همان چیز (صفت)
same
همان جور (صفت)
same
عینا مثل هم (صفت)
same
بهمان اندازه (صفت)
same

معنی عبارات مرتبط با same به فارسی

(عامیانه) تا، به فاصله ی، 1- در هر حال، با این همه، 2- علی السویه، بی تفاوت
1- درست همان، عینا 2- با این حال، معهذا، باوجود این، باز هم، باهمه اینها
عینا یک جور، همان
بازهم سپاسگزارم

معنی same در دیکشنری تخصصی

same
[فوتبال] مشابه-یکنواخت
[ریاضیات] همان، همانند، همسان، یکسان
[ریاضیات] هم طول
[ریاضیات] هم افزار
[ریاضیات] نامساوی های متحدالجهت
[ریاضیات] هم موضوع
[ریاضیات] همان عملیات

معنی کلمه same به انگلیسی

same
• identical; similar, alike; equal, equivalent; aforesaid, previously mentioned
• alike, identically; similarly, correspondingly
• identical thing; aforesaid item, previously mentioned thing
• if two things are the same or if one thing is the same as another, the two are exactly like each other in some way.
• if two things have the same quality, they both have that quality.
• you use same to indicate that you are referring to only one thing, and not to different ones.
• something that is still the same has not changed in any way.
• you also use same to refer to something that has already been mentioned.
• you say all the same or just the same to indicate that a situation or your opinion has not changed, in spite of what has happened or been said.
same as
• identical to, like, in like manner to
same pattern
• identical style, pattern which repeats
same thing
• identical matter or object, unchanged matter
all the same
• everything is identical, everything is the same
it is all the same
• it doesn't matter, it makes no difference
just the same
• one and the same; anyway, in any case, nevertheless
one and the same
• very same, this is the one
self same
• you use self-same when you want to emphasize that the person or thing mentioned is exactly the same as the one mentioned previously.
stayed the same
• remained as it was, did not change
the very same
• exactly the same

same را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sarina
برابر
Sunflower
-(درست) مثل، شبیه، همانند مانند (قبل)

-همانطور، همانگونه همینگونه، همان جور، (مثلِ قبل)

-عوض نشده - تغییر نکرده (بی تفاوت)



How can life be the same without Shams !
زندگی بدون شمس چه جوری میشه ( مثله قبل و بی تفاوت) باشه؟!

Life ain't the same without you
زندگی بدون تو همانند قبل نیست.

I wish every thing was the same
دلم‌ می خواست همه چی همانطور مثل قبل بود.

Everything will be the same.
همه چیز همین جوری می مانه!
هیچی تغیر نمیکنه.
majid
مشترک
داوود مفردی
to the same : نسبت به
na
یکی
کیا
همسان
کاربر آبادیس
یکسان، برابر
Mrym
برابر
کیمیا افشاری
بد نیست یکم بهترش کنید لطفا خسته کنندس
Oo
برابرند
مثل هم اند
شکل هم اند
جفت هم اند
M
به معنای شبیه ، مثل مثال:same jobمعنی:شبیه شغل،کار
محدثه فرومدی
پیشوند هم-
of the same age = هم‌سال
of the same size = هم‌اندازه
of the same color = هم‌رنگ
Ali
هم زمان
Shayan
در معادل فارسی معانی متفاوتی با توجه به ساختار دارد مهم ترین هاشو مینوسیم🙂
She is the same age as me
او هم سن من است
They are the same
انها مثل هم هستند
He and I have the same nose
او و من دماغی یکسان داریم(دماغی یجور)
m.javid
مشابه
علی باقری
واژه ی انگلیسی same با واژه ی فارسی مثل هم ریشه هستند . زیرا هردو از سمل (سم=هم/پسوند ال) در عربی کهن به دست آمده اند .
این واژه ی عربی هم از لغت هندواروپایی sem به معنایlike همریشه با same در انگلیسی و هم در ایرانی ساخته شده است. در ترکی این واژه به سانکی تغییر کرده به معنی گویی و مثل اینکه معنی می دهد .
علی رعنایی
معادل هم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی same

کلمه : same
املای فارسی : سمع
اشتباه تایپی : سشئث
عکس same : در گوگل

آیا معنی same مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )