برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

Subjective

/səbˈdʒektɪv/ /səbˈdʒektɪv/

معنی: درونی، خصوصی، ذهنی، فاعلی، وابسته بطرز تفکر شخص
معانی دیگر: ویری، شخصی، فردی، نظری، تصوری، انگاشتی، وابسته به تصور و تحلیل خود هنرمند، خود انگاشتی، درونزاد، خیالی، دریاخته، ذهن گرا، ذهن گرایانه، درون آختی، درون نگرانه، معقول

بررسی کلمه Subjective

صفت ( adjective )
مشتقات: subjectively (adv.), subjectiveness (n.), subjectivity (n.)
(1) تعریف: formed or existing in a person's mind rather than in the world outside.
متضاد: objective

(2) تعریف: pertaining to the individual; personal.

- one's subjective opinion
[ترجمه ترگمان] یک نظر ذهنی است
[ترجمه گوگل] یک نظر ذهنی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: affected or shaped by personal experience, beliefs, and feelings.
متضاد: objective

- Good jurors will try not to be subjective.
[ترجمه گلی افجه ] هیت منصفه خوب سعی نخواهد کرد نظر شخصی اعمال کند|
[ترجمه ترگمان] هیات‌منصفه خوب سعی خواهد کرد که ذهنی نباشد
[ترجمه گوگل] خلبانان خوب سعی نخواهند کرد که ذهنی باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Subjective در جمله های نمونه

1. subjective causes
علت‌های ذهنی

2. subjective painting
نقاشی خود تخیلی

3. subjective reality
واقعیت خیالی

4. subjective sensations
احساسات درونگرانه

5. a subjective attitude
گرایش ذهنی

6. a subjective impression
برداشت شخصی

7. We know that taste in art is a subjective matter.
[ترجمه ترگمان]ما می‌دانیم که سلیقه در هنر یک موضوع ذهنی است
[ترجمه گوگل]ما می دانیم که طعم و مزه در هنر موضوع ذهنی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. As a critic, he is far too subjective.
[ترجمه ترگمان]به عنوان یک منتقد، او بسیار ذهنی است
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک منتقد، بیش از حد ذهنی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Our perception of things is often influenced by subjective factors, such as tiredness.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف Subjective

درونی (صفت)
esoteric , innate , internal , interior , inner , indoor , inward , inmost , intestine , endogenous , innermost , subjective , midland , pectoral
خصوصی (صفت)
private , specific , special , particular , peculiar , informal , personal , subjective
ذهنی (صفت)
intrinsic , intellectual , noetic , psychic , subjective
فاعلی (صفت)
nominative , subjective
وابسته بطرز تفکر شخص (صفت)
subjective

معنی Subjective در دیکشنری تخصصی

[سینما] ذهنی
[ریاضیات] ذهنی، نهشتی، نهادی
[سینما] دوربین ذهنی
[ریاضیات] تعریف ذهنی احتمال
[حسابداری] اطلاعات ذهنی
[حسابداری] معیار نظری -
[حسابداری] ضریب احتمال نظری
[زمین شناسی] احتمال ذهنی
[ریاضیات] احتمال ذهنی
[آمار] احتمال ذهنی
[ریاضیات] نظریه ی ذهنی احتمال
[زمین شناسی] تصادفی بودن ذهنی
[آمار] تصادفی بودن ذهنی
[سینما] نمای ذهنی

معنی کلمه Subjective به انگلیسی

subjective
• existing in the mind; personal
• something that is subjective is influenced by personal opinions and feelings.

Subjective را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق
سلیقه‌ای
فارسی را پاس بداریم.
ذهنیت
ذهنی
حدسی
عاطفه
انتزاعی
Hadi
چیزی که از نظر افراد متفاوت هست و نظرات مختلفی دربارش هست
abolfaz mortazavi
نسبی
حسین
نهادی، وابسته به نظر شخصی (در مقابل Objective)
Sunflower
based on personal feelings, tastes, or opinions and not facts
=
Not objective
(براساس عقاید و برداشت های فردی و نه واقعیات و حقایق)


Your evidence is completely subjective.
Star Trek TOS
Dark Light
?? What languages are good to learn کدوم زبونا خوبن برا یادگیری؟
!Basically this is something subjective, and all depends on your goals اساسا این سلیقه ایه و به اهدافت بستگی داره
علیرضا خلیلیان
اَنفُسی: در کتاب ساختار انقلاب های علمی، دکتر زیباکلام از این معادل استفاده کرده است. انفسی یعنی درون ذهن فرد و شخصی. همچنین می توان برداشت گرایانه نیز ترجمه کرد.
محمد حاتمی نژاد
Subjective experience
تجربیات ذهنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی subjective

کلمه : subjective
املای فارسی : سابجکتیو
اشتباه تایپی : سعذتثزفهرث
عکس subjective : در گوگل

آیا معنی Subjective مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )