برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1439 100 1

Snack

/ˈsnæk/ /snæk/

معنی: چالاک، خوراک مختصر، خوراک سرپایی، ته بندی
معانی دیگر: خوراک سبک، خوراک کوچک (مانند چاشت یا عصرانه یا لقمه ی پیش از خواب)، شب چره، گزک، لهنه، ناشتاشکن، خوراک سبک خوردن، زیرک، سریر، بسرعت

بررسی کلمه Snack

اسم ( noun )
(1) تعریف: a light, informal meal, usu. eaten between meals.
مشابه: bite

(2) تعریف: a type of food for informal eating between meals, such as crackers or peanuts.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: snacks, snacking, snacked
• : تعریف: to eat a quick, light meal, or part of one, esp. between normal mealtimes; have a snack.

واژه Snack در جمله های نمونه

1. You will have time for a hasty snack before the train leaves.
[ترجمه ترگمان]قبل از رفتن قطار زمان برای یک اسنک عجولانه خواهید داشت
[ترجمه گوگل]قبل از قطار برگردید تا یک میان وعده شتابزده داشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Usually I only have a snack at lunchtime.
[ترجمه بیشور] معمولا ناهار یک میان وعده میخورم
|
[ترجمه A♡A] معمولا ناهار یک خوارک مختصر میخورم
|
[ترجمه Amir Mohammad] من معمولا در زمان ناهار ، فقط یک خوراک مختصر دارم [میخورم]
|
[ترجمه امین] معمولاً هنگام ناهار،فقط خوراک مختصری می‌خورم.
...

مترادف Snack

چالاک (اسم)
snack
خوراک مختصر (اسم)
snack
خوراک سرپایی (اسم)
snack
ته بندی (اسم)
snack

معنی عبارات مرتبط با Snack به فارسی

رستوران، ساندویچ فروشی، بیسترو، اغذیه فروشی

معنی کلمه Snack به انگلیسی

snack
• small amount of food or drink eaten between regular meals; food suitable for light informal eating
• eat a small portion of food, eat a light meal (especially between regular meals)
• a snack is a small, quick meal, or something eaten between meals.
snack bar
• fast food chain, convenience store
• a snack bar is a place where you can buy small meals such as sandwiches, and also drinks.
afternoon snack
• light meal eaten in the afternoon

Snack را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
میان وعده
you se mi
small meal, usually eaten in a hurry
سعید پارساپور
غذای آماده ، شبه غذا ، غذای ناسالم
Ayda FP
Small meal, usu eaten in a hurry , esp between main meals
N
میان وعده
BlacKElection
چیپس یا پفک
گلی افجه
تنقلات
احمد احمدی
هله هوله
Moein Yousefi Nasab
يعني مختصر در كلمه ي
Travel snack يعني سفر كوتاه
بستگي به كاربرد در جمله دارد
محسن
خوراکی
یوسف صابری
ریزه خوری کردن
سبحان دارابی
میان وعده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی snack
کلمه : snack
املای فارسی : اسنک
اشتباه تایپی : سدشزن
عکس snack : در گوگل

آیا معنی Snack مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )