برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

Self acting

/ˈselfˈæktɪŋ/ /selfˈæktɪŋ/

خودکار، اتوماتیک (automatic هم می گویند)، عامل در نفس خود، خود عمل

بررسی کلمه Self acting

صفت ( adjective )
مشتقات: self-action (n.)
• : تعریف: acting by itself; automatic.
مشابه: automatic

معنی Self acting در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] خودکار
[نساجی] ماشین سلفاکتور - ماشین تمام تاب میول اتوماتیک
[نساجی] ماشین تمام تاب میول اتوماتیک - ماشین سلفاکتور در ریسندگی پشم

Self acting را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی self acting

کلمه : self acting
املای فارسی : سلف اکتینگ
اشتباه تایپی : سثمب شزفهدل
عکس self acting : در گوگل

آیا معنی Self acting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )