برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1407 100 1

Saint

/ˈseɪnt/ /seɪnt/

معنی: فرشته، ادم پرهیز کار، مقدس، مقدس شمردن
معانی دیگر: آدم مقدس، اشو، ولی، آدم سازگار، آدم خوب و شکیبا، (به ویژه کلیسای کاتولیک) سنت، شخصی که رسما از سوی کلیسا ((مقدس)) شناخته شده است (این عنوان جلو اسم می آید و مخفف آن st است)، (جمع) آمرزیدگان، بهشتی ها، مغفوران، (انجیل عهد جدید) مسیحی، (s بزرگ) عضو کلیساهایی که عنوان saint به خود می دهند (مثلا latter-day saints)، ' اولیاء '، عنوان روحانیون مثل ' حضرت ' که در اول اسم انها میاید ومخفف ان stاست، جزو مقدسین واولیاء محسوب داشتن

بررسی کلمه Saint

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who has been formally recognized and entitled by the Roman Catholic Church as having lived a holy life; one who has been canonized. (abbr.: St. or Ste.)
مشابه: holy

(2) تعریف: one who is revered as holy or exceptionally virtuous.
متضاد: demon
مشابه: angel
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: saints, sainting, sainted
• : تعریف: to formally recognize and entitle as a saint; canonize.

واژه Saint در جمله های نمونه

1. one must be a saint to be able to get along with this woman!
آدم باید امام‌زاده باشد تا بتواند با این زن بسازد!

2. he tried to imitate the saint
او کوشید مقدسان را سرمشق قرار دهد.

3. this noise is enough to try the patience of a saint
این سر و صدا کافی است که یک آدم صبور (مقدس) را هم بی‌تاب کند.

4. A man alone is either a saint or a devil.
[ترجمه ترگمان]یک مرد تنها یک قدیس یا شیطان است
[ترجمه گوگل]یک مرد تنها یک پیتر یا شیطان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He looks like a saint but the devil he is.
[ترجمه ترگمان]مثل یک قدیس به نظر می‌رسد، اما او شیطان است
[ترجمه گوگل]او شبیه یک مقدس است، اما شیطان او است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. An open door may tempt a saint.
[ترجمه ترگمان]یک در باز ممکن است یک قدیس را وسوسه کند
[ترجمه گوگل]درب باز ممکن است یک مقدس را وسوسه کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Saint

فرشته (اسم)
angel , watcher , saint
ادم پرهیز کار (اسم)
saint
مقدس (صفت)
virtuous , holy , saint , innocent , sacred , numinous , pious , venerable , sacrosanct
مقدس شمردن (فعل)
saint , sanctify

معنی عبارات مرتبط با Saint به فارسی

(شب بیستم ژانویه که معتقد بودند در آن شب دختران خواب شوهر آینده ی خود را می بینند) شب اگنس مقدس
(صلیب به این شکل: x) صلیب اندروی مقدس
رجوع شود به: tau sross
(پزشکی) نام عامیانه ی چند گونه بیماری پوست
سگ سنت برنارد (بسیار درشت اندام)، سگ راهنمای کوهستان، نوعی سگ بزرگ
(نوری که گاهی از نوک دکل کشتی یا مناره و چیزهای بلند و نوک تیز در هنگام رعد و برق به چشم می خورد) آتش سنت المو، نورتاج
سنت اگزو پری (نویسنده ی فرانسوی)
(گیاه شناسی) هوفاریقون (جنس hypericum)
(انگلیس) دوران هوای نسبتا گرم در اواخر پاییز
(روز 17 ماه مارس - روز ملی ایرلندی ها) روز سنت پاتریک
رجوع شود به: mormon
قدیس حامی، امام یا شخص مقدس حامی شخص

معنی کلمه Saint به انگلیسی

saint
• person canonized by the christian church for his holy qualities; extremely holy person, very righteous person
• recognize as a saint; canonize, add to the list of saints officially recognized by the christian church
• a saint is a dead person who is officially recognized and honoured by the christian church because his or her life was a perfect example of the way christians should live.
• if you describe someone as a saint, you mean that you think they are very kind, patient and unselfish.
saint ambrose
• (340-397) citizen of rome who was a writer and composer of hymns who became the bishop of milan
saint andrew
• one of the 12 apostles of jesus
saint augustine
• (ad 354-430) catholic saint, bishop of hippo, one of the latin fathers; city in florida (usa), oldest city in the united states
saint bede
• (672-735) english monk who was a theologian and historian known as "the venerable bede" (he introduced the method of dating history from the birth of christ)
saint benedict
• (480-547) italian monk who founded the benedictine order approximately in 540; small village in oregon (usa)
saint bernard
• large breed of dog (trained especially to rescue people from avalanches in the alps)
saint bridget
• bride, st. bride, brigid of ireland (451-523), irish holy woman and abbess, patron saint of ireland
saint clare of assisi
• (1194-1253) italian-born woman who found the order of franciscan nuns
saint denis
• saint-denis is the capital of r?union and its largest city. population: 122,000 (1990). ...

Saint را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غلامرضا غفاري
عارف ، درويش
لیلی
شکیبا ، صبور ، پاک معانی دیگر این کلمه هستند.
میثم علیزاده
انسان پاکدامن، انسان درستکار

* دقت شود که اسم است نه صفت
یوسف صابری
ولی(در عرفان اسلامی)
Sara_kavoosi
قدیس
One very odd function of the temporal lobe is what some have called the God spot. Stimulation here gives people intense feelings of joy and the sense of being close to some greater power. Some epileptic patients get these intense feelings just before seizures, and it is believed that some famous saints and other religious figures may have likewise suffered from such disorders.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی saint
کلمه : saint
املای فارسی : سنت
اشتباه تایپی : سشهدف
عکس saint : در گوگل

آیا معنی Saint مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )