برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1574 100 1
شبکه مترجمین ایران

respective

/rəˈspektɪv/ /rɪˈspektɪv/

معنی: نسبی، مربوطه، بترتیب مخصوص خود
معانی دیگر: خاص، مربوط به

بررسی کلمه respective

صفت ( adjective )
مشتقات: respectiveness (n.)
• : تعریف: relating individually to each of two or more persons or things.
مشابه: several

- The brothers' respective ages are sixteen and twenty-three.
[ترجمه mahdi] سن برادران به ترتیب 16 و 23 ساله است.
|
[ترجمه ترگمان] سن دو برادر شانزده و بیست و سه سال است
[ترجمه گوگل] سنین مربوطه برادران شانزده و بیست و سه ساله هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه respective در جمله های نمونه

1. they went to their respective homes
به خانه‌های خود رفتند.

2. They each excel in their respective fields.
[ترجمه ترگمان]هر کدام از آن‌ها در زمینه‌های مربوطه خود برتر هستند
[ترجمه گوگل]آنها هر کدام در رشته های مربوط به خود برتر می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The tourists went back to their respective countries.
[ترجمه ترگمان]توریست‌ها به کشورهای مربوطه خود بازگشتند
[ترجمه گوگل]گردشگران به کشورهای خود بازگشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is important that we dovetail our respective interests.
[ترجمه ترگمان]مهم است که ما منافع مربوطه خود را حفظ کنیم
[ترجمه گوگل]مهم است که ما منافع مربوطه را در اختیار داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Clinton and Zedillo ordered their respective Cabinets to devise a common counter-drug strategy.
[ترجمه ناصر علیدادی] کلینتون و زدیللو به هیات دولت نحت امر خود دس ...

مترادف respective

نسبی (صفت)
relative , comparative , respective , self-relative
مربوطه (صفت)
respective
بترتیب مخصوص خود (صفت)
respective

معنی respective در دیکشنری تخصصی

respective
[ریاضیات] مربوط، مربوطه، منسوب، خود
[ریاضیات] وضع نسبی
[ریاضیات] وضع دو وایره نسبت به هم، وضع نسبی دو دایره، وضعیت دو دایره نسبت به هم
[ریاضیات] رابطه ی مربوطه

معنی کلمه respective به انگلیسی

respective
• pertaining to each person or item separately, relating individually to each; corresponding
• respective means relating separately to the people you have just mentioned.

respective را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سبحان
به ترتیب
مثال : Reza and Arash are respectively 12 and 14 years old.
رضا و آرش به ترتیب، ١٢ و ١۴ سال سن دارند.
کاربر آبادیس
مربوطه، مربوطه
عاطفه موسوی
مربوط به خود
محمد کمالی
مربوطه . متعلقه
( صفتی که قبل از اسم جمع می آید جهت اشاره به تعلقات افراد یا اشیای جمله )
the respective roles of teachers and students
Farhood
مربوطه

E.g. films such as Nicholas and Alexandra (1971), The Amazing Mr. Blunden (1972), Henry VIII and His Six Wives (1972), and Voyage of the Damned
have all become underground hits or established a status as a cult film in their respective genres
Sunflower

personal
own
particular
individual
specific

separate

relevant

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی respective

کلمه : respective
املای فارسی : رسپکتیو
اشتباه تایپی : قثسحثزفهرث
عکس respective : در گوگل

آیا معنی respective مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )