برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

recovered

واژه recovered در جمله های نمونه

1. he recovered his own fumble
او توپی را که از دستش افتاده بود دوباره گرفت.

2. she soon recovered her health
به زودی سلامتی خود را بازیافت.

3. after a while, he recovered his health
پس از چندی تندرستی خویش را بازیافت.

4. the stolen jewellery was recovered
جواهرات سرقت شده باز ستانده شد.

5. she was ill last week but has recovered since
هفته‌ی پیش مریض بود ولی چندی است که خوب شده.

6. trash is burned and its metals are recovered automatically
زباله سوزانده می‌شود و فلزات آن به طور اتوماتیک بازیابی می‌گردد.

7. some of the heat wasted in this process is recovered later
مقداری از حرارت از دست رفته در این فرآیند بعدا دوباره جبران می‌شود.

8. He looked surprised but soon recovered his self-possession.
[ترجمه ترگمان]او متعجب به نظر می‌رسید، اما به زودی صاحب اختیار خودش شد
[ترجمه گوگل]او شگفت زده شد اما به زودی خود را در اختیار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Six bodies were recovered from the wreck.
[ترجمه ترگمان]شش ...

معنی کلمه recovered به انگلیسی

recovered
• regained, obtained again; recuperated, having regained health after an illness or injury
• if you are recovered, you are well again after you have been ill.
recovered from the shock
• came out of shock, relaxed, began to understand what happened
recovered his breath
• was able to breath normally again
recovered losses
• produced profits that were used to cover loses incurred during previous periods

recovered را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آقا مهدی
فرآوری شده
افشین حاجی طرخانی
بازیابی شده، بهبود یافته
محدثه فرومدی
پیداشده، یافت شده، بازیافته
Setare
قابل استرداد بودن
اوستا
recovered (from something) یعنی بهبود پیدا کردن از چیزی مثل بیماری یا جراحت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی recovered مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )