برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1649 100 1
شبکه مترجمین ایران

reactive

/riˈæktɪv/ /riˈæktɪv/

معنی: انفعالی، واکنشی، واکنشدار
معانی دیگر: واکنش گر، واکنش پذیر، وازش پذیر

بررسی کلمه reactive

صفت ( adjective )
مشتقات: reactively (adv.), reactiveness (n.), reactivity (n.)
• : تعریف: characterized by reaction or response to a stimulus; tending to react.
مشابه: irritable

- She was so gravely ill that she was no longer reactive to those around her.
[ترجمه ترگمان] چنان جدی بود که دیگر به اطرافیانش واکنش نشان نمی‌داد
[ترجمه گوگل] او خیلی بیمار بود که دیگر به کسانی که در اطراف او بودند واکنشی نشان نمی داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه reactive در جمله های نمونه

1. Ozone is a highly reactive form of oxygen gas.
[ترجمه ترگمان]لایه ازون، شکل بسیار واکنش‌پذیری گاز اکسیژن است
[ترجمه گوگل]ازن یک فرم بسیار واکنشی گاز اکسیژن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I want our organization to be less reactive and more proactive.
[ترجمه ترگمان]من می‌خواهم سازمان ما کم‌تر واکنش پذیر تر و more باشد
[ترجمه گوگل]من می خواهم سازمان ما کمتر واکنش پذیر و فعالانه تر باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The police presented a reactive rather than preventive strategy against crime.
[ترجمه ترگمان]پلیس یک واکنش واکنشی نسبت به استراتژی پیشگیرانه علیه جرم ارائه کرد
[ترجمه گوگل]پلیس یک استراتژی واکنشی نسبت به پیشگیرانه علیه جرم ارائه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The reactive tannins precipitate with the protein, and the improved wine can then be separated from the sediment.
[ترجمه ترگمان]رسوب واکنش پذیر با پروتئین رسوب می‌کند و سپس شراب بهتر می‌تواند از رسوب جدا شود
[ترجمه گوگل]تانن واکنش دهنده با پ ...

مترادف reactive

انفعالی (صفت)
passive , reactive
واکنشی (صفت)
reactive , reflexive
واکنشدار (صفت)
reactive , respondent

معنی reactive در دیکشنری تخصصی

reactive
[شیمی] واکنش پذیر ، واکنش گر
[برق و الکترونیک] رآکتیو واژهای برای اشاره به رآکتانس سلفی یاخازنی. - راکتیو ، واکنشی
[مهندسی گاز] فعال ، واکنش دار
[نساجی] راکتیو - رنگینه راکتیو
[ریاضیات] واکنشپذیر، فعال، واکنشی، عکس العملی، انفعالی
[آب و خاک] واکنش پذیر
[عمران و معماری] دانه واکنشزا - سنگدانه واکنشزا
[برق و الکترونیک] تضعیف کننده رآکتیو تضعیف کننده ای که انرژی بسیار کمی را جذب می کند.
[برق و الکترونیک] مولفه راکتیو
[برق و الکترونیک] جریان راکتیو
[شیمی] رنگینه واکنش پذیر
[نساجی] رنگینه راکتیو
[برق و الکترونیک] ضریب رآکتیو نسبت توان راکتیو به توان ظاهری .
[برق و الکترونیک] ضریب رآکتیو سنج دستگاهی که ضریب راکتیو را اندازه گیری میکند و نمایش میدهد.
[برق و الکترونیک] امپدانس راکتیو
[شیمی] گونه های واسطه ای واکنش پذیر
[برق و الکترونیک] زدایش یونی واکن ...

معنی کلمه reactive به انگلیسی

reactive
• responding to stimuli, acting in return
• something that is reactive is able to react chemically with a lot of different substances.

reactive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین مظاهری
آدم منفعل.
منظور آدمی است که مدام تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار می گیرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی reactive

کلمه : reactive
املای فارسی : راکتیو
اشتباه تایپی : قثشزفهرث
عکس reactive : در گوگل

آیا معنی reactive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )