برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1405 100 1

ravaged

واژه ravaged در جمله های نمونه

1. a face ravaged by smallpox
چهره‌ای که آبله آن را خراب کرده است

2. fire has ravaged this forest
آتش این جنگل را ویران کرده است.

3. the occupying forces ravaged cities
اشغالگران شهرها را چاپیدند و ویران کردند.

4. farmers whom disease and poverty had ravaged completely
روستاییانی که بیماری و فقر آنان را کاملا به حال زار در آورده بود

5. The forest was ravaged by fire.
[ترجمه فرزاد زارع] جنگل توسط آتش سوزی به فنا رفت
|
[ترجمه ترگمان]جنگل توسط آتش نابود شده بود
[ترجمه گوگل]جنگل آتش زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Bands of soldiers ravaged the countryside.
[ترجمه فرزاد زارع] (اگر band در ارگان های نظامی به کار رود به منظور جوخه مورد استفاده قرار میگیرد)جوخه های سربازان روستا (حومه شهر) را (غارت کردند) تخریب کردند.
...

معنی کلمه ravaged به انگلیسی

ravaged
• pillaged; desolated; ruined; that has been robbed and destroyed by force and violence
war ravaged
• destroyed by war, ruined and destroyed by force and violence of war

ravaged را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

🌠MM93🌠
مخروبه،ویرانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی ravaged مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )