برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

rampart

/ˈræmpɑːrt/ /ˈræmpɑːt/

معنی: سد، بارو، استحکامات، دارای استحکامات کردن، برج و بارو ساختن
معانی دیگر: خاکریز (دفاعی)، کندک (خندق)، برج و بارو

بررسی کلمه rampart

اسم ( noun )
(1) تعریف: a mound of earth raised to serve as a defensive fortification, often topped with a protective wall.
مترادف: bulwark, earthwork, embankment
مشابه: barricade, bastion, breastwork, fieldwork, fortification, parapet, wall

- The Romans built ramparts on the borders of the empire.
[ترجمه ترگمان] رومیان باروها را بر مرزه‌ای امپراطوری بنا کردند
[ترجمه گوگل] رومیها در مرزهای امپراتوری ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: anything used as a defensive fortification.
مترادف: bastion, fortification, stronghold
مشابه: barbican, barricade, breastwork, bulwark, citadel, defense, earthwork, fort, fortress, parapet
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: ramparts, ramparting, ramparted
• : تعریف: to provide with or as if with a defensive fortification.
مترادف: barricade, bulwark, fortify
مشابه: block, blockade, buttress, mound, obstruct, reinforce

واژه rampart در جمله های نمونه

1. A mole can undermine the strongest rampart.
[ترجمه ترگمان]یک خبرچین می‌تواند قوی‌ترین دژ را از بین ببرد
[ترجمه گوگل]یک مول می تواند قویترین رمپ را تضعیف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Lake Rampart would become the largest reservoir in the world.
[ترجمه ترگمان]دریاچه Rampart به بزرگ‌ترین دریاچه جهان تبدیل خواهد شد
[ترجمه گوگل]دریاچه رمپارت به بزرگترین مخزن در جهان تبدیل خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The rampart shook under our weight and the ice all over the bog cracked and broke on both sides.
[ترجمه ترگمان]دیوار زیر وزن ما لرزید و یخ از همه جا کنده شد و هر دو طرف شکست
[ترجمه گوگل]موج شکن زیر وزن ما و یخ در سراسر گودال ترک خورده و در هر دو طرف شکست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Beyond it is a rampart of volcanoes rising to 000 feet.
[ترجمه ترگمان]آن سوتر، یک دیواره آتش فشان است که به ارتفاع ۱۰۰۰ پا صعود می‌کند
[ترجمه گوگل]فراتر از آن، یک حفر بزرگی از آتشفشان ها تا هزار فوت است
[ترجمه شما ...

مترادف rampart

سد (اسم)
dyke , dike , dam , block , obstacle , barrier , wall , sluice , rampart , massif , stank , stoppage
بارو (اسم)
bulwark , fortification , battlement , rampart
استحکامات (اسم)
work , defense , defence , rampart
دارای استحکامات کردن (فعل)
fortify , rampart
برج و بارو ساختن (فعل)
rampart

معنی rampart در دیکشنری تخصصی

Rampart
[زمین شناسی] خاکریز ، بارو - در آتشفشان شناسی، به یک نهشته هلالی یا حلقه مانند مواد آذرآواری به دور راس یک آتشفشان می گویند. - (در موضوع دریاچه) آب باره. -
[زمین شناسی] دیواره بارو - به دیوار حاشیه ای تشکیل شده در امتداد حاشیه بیرونی یا رو به دریای یک پادگانه می گویند. مثلا بر روی جزایر آهکی متعدد اقیانوس آرام (ملینت و همکاران – 1953)
[عمران و معماری] آبباره
[زمین شناسی] آب باره رشته خاکریزی که بطور طبیعی گرداگرد کرانه های دریاچه ای را در برگرفته باشد

معنی کلمه rampart به انگلیسی

rampart
• embankment, defensive wall; shield, defensive structure

rampart را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهره
دیوار دفاعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی rampart

کلمه : Rampart
املای فارسی : رمپرت
اشتباه تایپی : قشئحشقف
عکس Rampart : در گوگل

آیا معنی rampart مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )