برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1357 100 1

radicalize

/ˈrædəkəˌlaɪz/ /ˈrædəkəˌlaɪz/

(به ویژه از نظر سیاسی) ریشه گرای کردن یا شدن، بنیادگرای کردن یاشدن، بنیاد شکن کردن یا شدن، تندرو کردن یا شدن، افراطی کردن یا شدن

بررسی کلمه radicalize

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: radicalizes, radicalizing, radicalized
مشتقات: radicalization (n.)
• : تعریف: to make or become radical, esp. in political or social ideas.

واژه radicalize در جمله های نمونه

1. He says the opposition will radicalize its demands if these conditions aren't met.
[ترجمه ترگمان]وی می‌گوید که اگر این شرایط برآورده نشود، مخالفان خواسته‌های خود را برآورده خواهند کرد
[ترجمه گوگل]او می گوید اپوزیسیون خواسته های خود را رادیکال می کند، اگر این شرایط مطابقت نداشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Recent events have radicalized opinion on educational matters.
[ترجمه ترگمان]رویداده‌ای اخیر افکار رادیکال درباره موضوعات آموزشی را مطرح کرده‌اند
[ترجمه گوگل]رویدادهای اخیر، افکار رادیکالیزه شده در مورد موضوعات آموزشی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The trial was a radicalizing experience for her.
[ترجمه ترگمان]این محاکمه یک تجربه radicalizing برای او بود
[ترجمه گوگل]محاکمه یک تجربه رادیکالی برای او بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The 1914-18 War radicalized informed opinion on educational matters.
[ترجمه ترگمان]جنگ ۱۸ - ۱۹۱۴ باعث شد تا عقاید اساسی در مورد موضوعات آموزشی مورد توجه قرار گیرد
[ترجمه ...

معنی کلمه radicalize به انگلیسی

radicalize
• make extreme, make radical or more radical (also radicalise)

radicalize را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی radicalize
کلمه : radicalize
املای فارسی : ردیکلیز
اشتباه تایپی : قشیهزشمهظث
عکس radicalize : در گوگل

آیا معنی radicalize مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )