برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1407 100 1

Resource

/ˈriː.sɔːrs/ /ˈriː.sɔːrs/

معنی: ابتکار، کاردانی
معانی دیگر: (جمع) منابع، اندوختگان، ذخایر، اندوخته ها، (طبیعی) دارایی، ثروت، گنجگان، سرمایه، چاره، راه حل، ملجا، تدبیر، چاره یابی (resourcefulness هم می گویند)، وسیله، منبع، ممر، مایه

بررسی کلمه Resource

اسم ( noun )
مشتقات: resourceless (adj.), resourcelessness (n.)
(1) تعریف: a source of aid, support, or other reinforcement.
مترادف: reference, storehouse, support
مشابه: recourse

- The library is a good resource for information.
[ترجمه ترگمان] کتابخانه یک منبع خوب برای اطلاعات است
[ترجمه گوگل] کتابخانه منبع خوبی برای اطلاعات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (pl.) a nation's wealth and assets, both monetary and nonmonetary.

- Forests are one of Canada's greatest natural resources.
[ترجمه Diana] جنگل ها یکی از بزرگترین منابع طبیعی کانادا هستند.
|
[ترجمه ترگمان] جنگل‌ها یکی از بزرگ‌ترین منابع طبیعی کانادا هستند
[ترجمه گوگل] جنگل یکی از بزرگترین منابع طبیعی کانادا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعر ...

واژه Resource در جمله های نمونه

1. what resource is left us?
چه چاره‌ای برای ما باقی مانده است‌؟ (چه خاکی بر سر کنیم‌؟)

2. her usual resource was lying
راه حل معمولی او دروغگویی بود.

3. oil is a valuable resource
نفت سرمایه‌ی گرانبهایی است.

4. she was left alone and without resource
او را تنها و درمانده رها کرده بودند.

5. Action is the last resource of those who know not how to dream.
[ترجمه Diana] حرکت آخرین راه حل کسانی است که نمی دانند چگونه رویا پردازی کنند.
|
[ترجمه ترگمان]اقدام آخرین منبع کسانی است که نمی‌دانند چگونه خواب ببینند
[ترجمه گوگل]اکشن آخرین منبع از کسانی است که نمی دانند که چگونه رویای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. All pollution is simply an unused resource.
[ترجمه ترگمان]تمام آلودگی به سادگی یک منبع استفاده‌نشده است
[ترجمه گوگل]تمام آلودگی به سادگی یک منبع استفاده نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ...

مترادف Resource

ابتکار (اسم)
shift , imagination , invention , contraption , improvisation , shebang , lash-up , industry , authorship , novation , initiative , originality , knack , gumption , resource
کاردانی (اسم)
skill , policy , tact , know-how , resource

معنی عبارات مرتبط با Resource به فارسی

تخصیص منابع
بازستانی منابع
منبع سیستم، وسیله سیستم

معنی Resource در دیکشنری تخصصی

resource
[کامپیوتر] منبع- قسمت قابل اصلاح یک برنامه در مک اینتاش یا تحت میکروسافت ویندوز یا OS/2 که خود را از دستورالعمل های برنامه جدا می کند. منابع شامل فهرست ، تصاویر و فونت هاست. - وسیله ؛ منبع
[صنعت] منبع ، وسیله
[ریاضیات] منبع، امکان، دارایی
[کامپیوتر] اختصاص منبع ؛ تخصیص منابع
[صنعت] تخصیص منبع
[ریاضیات] تخصیص منابع، تخصیص منبع
[صنعت] ساختار شکست منابع - نمایش ترسیمی سلسله مراتبی منابع از طریق نوعی که در پروژه مورد استفاده قرار می گیرند.
[کامپیوتر] فایل منبع
[عمران و معماری] ضریب اصلاح منبع
[ریاضیات] ضریب اصلاح منبع
[زمین شناسی] اطلاعات گردآوری شده از منابع طبیعی
[کامپیوتر] نشت منبع - نگاه کنید به leak .
[کامپیوتر] زمان بندی فعالیت ها با زمان شناور به منظور بهینه سازی بهره گیری از منابع
[صنعت] تسطیح منابع ، همتراز کردن میزان استفاده از منابع در طول زمان حیات یک پروژه به منظور کمینه کردن میزان کمبود و بیکاری منابع.
[ریاضیات] تسطیح منابع
[کامپیوتر] مدیریت منبع
...

معنی کلمه Resource به انگلیسی

resource
• resourcefulness, ability to deal effectively with various situations
• source of help; supply, stock; means of accomplishing a goal, expedient; resort
• the resources of a country, organization, or person are the things they have and can use.
resource allocation
• allotment of computer resources (memory, computer time, etc.) to the different processes by the operating system
resource reservation setup protocol
• protocol that is currently under development and will enable internet users to reserve internet channels for high-bandwidth broadcasts and transmissions, rsvp (internet)
shared resource
• resource which may be accessed simultaneously by several programs or several network users

Resource را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زندی
مواد اولیه
YALDA
منبع -منابع
داود
منابع
در حوزه مدریت
مثل
Human resource information syestem
سیستم اطلاعات منابع انسانی
Nasi
منابع اولیه
*----*
•�منابع طبیعی و ذخایر معدنی�•
nima.cr7
منبع
میثم علیزاده
منبع
Resources: ذخایر، منابع
sportwoman
منبع
پایه
اساس
محمد ولی زاده
thing such as trees & oil that exist in nature and can be used by people
منابع و ذخایر طبیعی
🐾 مهدی صباغ
verb-transitive :
فراهم کردن پول یا سایر منابع لازم برای چیزی
A҉.G҉
اندوخته های طبیعی
ذخایر
دارایی های طبیعی
Things such as tree,oil,wood and etc

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی resource
کلمه : resource
املای فارسی : ریسورس
اشتباه تایپی : قثسخعقزث
عکس resource : در گوگل

آیا معنی Resource مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )