برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1433 100 1

Question

/ˈkwest͡ʃən/ /ˈkwest͡ʃən/

معنی: مطلب، پرسش، سئوال، مسئله، پرس، سوال، استفهام، موضوع، تردید کردن در، پرسیدن، پرسش کردن، تحقیق کردن
معانی دیگر: پرسمان، استعلام، شک، شبهه، تردید، دو دلی، معما، مطلب مورد پرسش یا بحث، مشکل، گرفتاری، (در جلسات و در پارلمان) پیشنهاد، روش رای گیری (درباره ی پیشنهاد)، درخواست ختم مذاکرات و رای گیری، استعلام کردن، استفهام کردن، بازجویی کردن، استنطاق کردن، شک کردن، دو دل بودن، مورد تردید قرار دادن، زیر سوال بردن، مورد بحث قرار دادن، (دستور زبان) جمله ی استفهامی، فراز پرسشی، موضوع مورد بحث دادگاه

بررسی کلمه Question

اسم ( noun )
عبارات: beyond question, in question, out of the question
(1) تعریف: a sentence that requests information or some other type of reply.
مترادف: inquiry, query

- Only a few students asked the professor questions during her lecture.
[ترجمه Elnaz] فقط چندانش آموزدرطی سخنرانی استادازاوسوال کردند.
|
[ترجمه ترگمان] تنها چند دانش‌آموز از دانش آموزان در طی سخنرانی خود سوال کردند
[ترجمه گوگل] فقط چند دانشجو در سخنرانی خود از سوالات استاد سوال کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a matter to be considered or discussed.
مترادف: issue, problem, topic
مشابه: business, point

- The question of tearing down the old library was the main topic of discussion at the town meeting.
[ترجمه ترگمان] مساله پاره کردن کتابخانه قدیمی موضوع اصلی بحث در جلسه شهر بود
[ترجمه گوگل] سوال در مورد نابودی کتابخانه قدیمی موضوع اصلی بحث در جلسه شهر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ر ...

واژه Question در جمله های نمونه

1. a question of great political interest
موضوع واجد اهمیت سیاسی زیاد

2. academic question
سوال نظری

3. his question threw me
پرسش او مرا گیر انداخت.

4. i question whether i should go or not
در تردیدم که آیا بروم یا نه.

5. that question fetched the discussion to a close
آن پرسش بحث را به پایان رساند.

6. the question before the senate
پیشنهاد مطرح شده در سنا

7. the question had me stuck
آن پرسش مرا گیج کرد.

8. the question of afghani refugees
موضوع پناهندگان افغانی

9. the question of nuclear arms
مسئله‌ی سلاح‌های اتمی

10. this question covers a lot of territory
این پرسش شامل مطالب زیادی است.

11. this question involves matters of faith
این پرسش با موضوع ایمان سروکار دارد.

12. we question the morality of this act
ما اخلاقی بودن این عمل را مورد پرسش قرار می‌دهیم.

13. your question is so obvious as to need no reply
...

مترادف Question

مطلب (اسم)
matter , subject , affair , subject matter , question
پرسش (اسم)
question , inquiry , query
سئوال (اسم)
question , inquiry
مسئله (اسم)
question , quandary , problem , moot point
پرس (اسم)
question , pressure , press
سوال (اسم)
question , query , quaere
استفهام (اسم)
question
موضوع (اسم)
matter , object , subject , story , point , issue , subject matter , question , fable , plot , theme , problem , topic , leitmotiv , motif
تردید کردن در (فعل)
question , impeach
پرسیدن (فعل)
question , inquire , ask , query
پرسش کردن (فعل)
question , inquire , ask , debrief
تحقیق کردن (فعل)
question , assay , inquire , verify , investigate , interrogate

معنی عبارات مرتبط با Question به فارسی

(دستور زبان و آیین نقطه گذاری) علامت سوال، نشان پرسش (این نشان در فارسی: ؟ - در انگلیسی: ?)، علامت سوال، پرسش نشان نشان پرسش، علامت سئوال
از موضوع اصلی گریختن، سرمطلب نرفتن
نامربوط به موضوع مورد بحث، خارجازموضوع، پرت
بالاتر از حد انتظار، آنچه که شخص خوابش را هم نمی دیده، بدون شک، بدون تردید
بی شک، بدون شک، بی تردید، محققا
مورد بحث یا توجه قرار دادن، پیش کشیدن، پرسش پذیر کردن
(به ویژه ازنظر اخلاقی) مورد تردید قرار دادن، زیر سوال بردن، 1- (برای کمک یا مشورت) احضار کردن، فراخواندن 2- (پول یا اوراق بهادار و غیره را) از گردش خارج کردن، جمع آوری کردن 3-درخواست پرداخت کردن، مورد سئوال یا تردید قرار دادن، زیر سوال بردن
استنطاق، بازجویی، سئوال بطریق استنطاق بدقت جویاشدن از,استنطاق کردن
مورد بحث، مذکور، فوق الذکر
پرسش غیرمستقیم
مشکوکه
leading question ...

معنی Question در دیکشنری تخصصی

question
[حقوق] سؤال کردن، بازجویی کردن، اعتراض کردن، ابراز تردید کردن، تحقیق کردن، موضوع، مسئله، سؤال
[کامپیوتر] صف گذاشتن ، صف بستن ، صف ، سئوال ، جواب .
[حقوق] امر موضوعی
[حقوق] امر حکمی
[آمار] جمله بندی پرسش
[آمار] اثرهای جمله بندی پرسش در بررسیها
[ریاضیات] مورد بحث
[حقوق] سؤال القاء کننده (از شاهد)
[آمار] پرسش حساس
[ریاضیات] بحث مربوط به، درباره ی

معنی کلمه Question به انگلیسی

question
• query; difficulty, problem; doubt, reservation; dispute, controversy; subject of discussion or controversy
• investigate, examine; cast doubt on, have reservations; ask, query
• a question is something which you say or write in order to ask about a particular matter.
• if you question someone, you ask them a lot of questions about something.
• if you question something, you express your doubts about whether it is true, genuine, reasonable, or worthwhile.
• if there is question about a particular matter, there is doubt or uncertainty about it.
• a question is also a problem or point which needs to be discussed.
• in an examination, a question is a problem which is set in order to test your knowledge or ability.
• see also questioning.
• if something is beyond question, there is no doubt at all about it.
• if you call something into question, you express serious doubts about it.
• if something is open to question, it is not certain and people may disagree about it.
• if something is out of the question, it is impossible.
• if there is no question of something, it is impossible.
• if something is true without question, there can be no doubt that it is true.
• if you do something without question, you do it without arguing or asking why it is necessary.
• the time, place, person, or thing in question is the time, place, person, or thing you have just been talking about.
• if something is in question, there is some doubt about it.
question came up
• question arose, question was asked
question mark
• punctuation mark (?) placed at the end of a sentence to indicate a question, interrogation point
• a question mark is the punctuation mark (?).
• a question mark can also mean a doubt or uncertainty over something or someone.
question master
...

Question را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نقوی
به پرسش گرفتن
حدیث
سوال (سوال کردن) - بازجویی کردن
Setayesh-Arya
it calls question
مشکوکه!
علی - م
اعتراض
Venus
بازخواست کردن
مهناز
انتظار ، توقع
میلاد علی پور
به چالش کشیدن، زیرِ سوال بُردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی question
کلمه : question
املای فارسی : کوئسشن
اشتباه تایپی : ضعثسفهخد
عکس question : در گوگل

آیا معنی Question مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )