• (2)تعریف: covered with or having many points. • مشابه: bristly, jagged, prickly, ragged, serrated, sharp, spiny, thorny
جمله های نمونه
1. The devil riding my back dug his hard pointy heels into my flesh, but I stayed my ground.
[ترجمه مریم سالک زمانی] شیطانی که بر پشتم سوار بود، پاشنه های سخت و نوک تیزش را در گوشت تنم فرو می کرد، اما من بر جای خود استوار ماندم و عقب نشینی نکردم.
|
[ترجمه گوگل]شیطان سوار بر پشت من، پاشنه های نوک تیز سختش را در گوشتم فرو کرد، اما من روی زمین ماندم [ترجمه ترگمان]شیطان پشت سر من پاشنه های بلندش را در گوشت من فرو کرد، اما من زمین را ماندم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. I loved the pointy beard and razor-sharp eyes, the pearl earring fixed in his left lobe.
[ترجمه مریم سالک زمانی] ریش نوک تیز، چشمان تیز و نافذ و گوشوارهٔ مرواریدیِ آویخته از نرمهٔ گوش چپش را دوست داشتم
|
[ترجمه گوگل]من ریش نوک تیز و چشمان تیغی را دوست داشتم، گوشواره مرواریدی که در قسمت چپ او ثابت شده بود [ترجمه ترگمان]من عاشق ریش تیز و چشمان تیز و تیز و گوشواره مروارید بود که در قسمت چپش نصب شده بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. She wore sunglasses with pointy black frames.
[ترجمه مریم سالک زمانی] او عینک آفتابی ای با قاب مشکی و گوشه های نوک تیز به چشم زده بود
|
[ترجمه گوگل]عینک آفتابی با فریم مشکی نوک تیز زده بود [ترجمه ترگمان]عینک آفتابی به چشم داشت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. A shower of hail bounced off Granny's pointy hat and Oats's wide brim.
[ترجمه مریم سالک زمانی] رگباری از تگرگ بر سرِ کلاه نوک تیز مادربزرگ و لبهٔ پهن کلاه اوتس می خورد و به اطراف می پرید
|
[ترجمه گوگل]بارانی از تگرگ از روی کلاه نوک تیز ننه و لبه پهن اوتس رد شد [ترجمه ترگمان]یک قطره باران از کلاه نوک تیز ذرت و لبه پهن او پرید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. He was so pointy that I feared he would leave his wooden perch and anoint my head with his beak.
[ترجمه مریم سالک زمانی] آن قدر نوک تیز بود که می ترسیدم از جایگاه چوبی اش پرواز کند و با منقارش سرم را نوک بزند
|
[ترجمه گوگل]او آنقدر تیز بود که می ترسیدم نشیمنگاه چوبی اش را رها کند و با منقارش سرم را مسح کند [ترجمه ترگمان]آنقدر تیز و تیز بود که ترسیدم از جایگاهش بیرون برود و با منقارش صورتم را نوازش می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. I was a girl who liked my mountains pointy, so I foolishly and ignorantly snubbed the Cairngorms.
[ترجمه مریم سالک زمانی] من دختری بودم که کوه های نوک تیز را دوست داشت؛ از همین رو، جاهلانه و از سر ناآگاهی، کِرِنگُرم ها را تحویل نگرفتم.
|
[ترجمه گوگل]من دختری بودم که از کوه های نوک تیز خود خوشم می آمد، بنابراین احمقانه و نادانانه کایرنگورمز را نادیده گرفتم [ترجمه ترگمان]من دختری بودم که با نوک تیزی mountains را دوست داشت، بنابراین ابلهانه و با بی اعتنایی به Cairngorms رفتار کردم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. High slung, low slung, wobbly, pointy, pert, pigeon or pachyderm.
[ترجمه گوگل]آویزان بلند، کم آویزان، لرزان، نوک تیز، پرت، کبوتر یا پاکیدرم [ترجمه ترگمان]slung بلند، نازک، تیز، تیز، تیز، کبوتر یا pachyderm [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. When do we sprout hair and pointy ears?
[ترجمه مریم سالک زمانی] چه زمانی مو درمی آوریم و گوش هایمان نوک تیز می شود؟
|
[ترجمه گوگل]چه زمانی موها و گوش های نوک تیز را جوانه می زنیم؟ [ترجمه ترگمان]کی موهای sprout و گوش های نوک تیز داریم؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Forget the pointy black hat and warty nose.
[ترجمه مریم سالک زمانی] کلاه سیاهِ نوک تیز و دماغ زگیل زده را بی خیال!
|
[ترجمه گوگل]کلاه سیاه نوک تیز و بینی زگیل را فراموش کنید [ترجمه ترگمان]کلاه نوک تیز و بینی نوک تیز رو فراموش کن [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. The second is getting all the 'very pointy spears' to talk to each other in real time.
[ترجمه مریم سالک زمانی] دومی این است که همهٔ �نیزه های بسیار نوک تیز� بتوانند به صورت هم زمان و در لحظه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
|
[ترجمه گوگل]دوم این است که تمام " نیزه های بسیار نوک تیز " را برای صحبت با یکدیگر در زمان واقعی انجام دهید [ترجمه ترگمان]دومی همه the نوک تیزش را می گیرد تا در زمان واقعی با هم حرف بزنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. He wears a pointy mask and an animal-skin loincloth.
[ترجمه مریم سالک زمانی] او نقابی با شکل نوک تیز بر چهره دارد و لنگی از پوست حیوان پوشیده است
|
[ترجمه گوگل]او یک ماسک نوک تیز و یک کمربند از پوست حیوانات می پوشد [ترجمه ترگمان]او یک ماسک نوک تیزش و یک loincloth پوستی - پوستی به تن دارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Stranger things have happened just look at pointy shoes.
[ترجمه مریم سالک زمانی] عجیب تر از این هم اتفاق افتاده؛ فقط یه نگاهی به کفش های نوک تیز بنداز!
|
[ترجمه گوگل]فقط به کفش های نوک تیز نگاه کنید، اتفاقات عجیبی افتاده است [ترجمه ترگمان]اتفاق های عجیب تر هم افتاده فقط به کفش های نوک تیز نگاه کنید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. The changes are not just at the pointy end of the plane.
[ترجمه مریم سالک زمانی] تغییرات تنها به بخش جلویی و نوک هواپیما محدود نمی شود.
|
[ترجمه گوگل]تغییرات فقط در انتهای نقطه ای هواپیما نیست [ترجمه ترگمان]این تغییرات تنها در نوک نوک تیز هواپیما نیستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید