1️⃣ It was perceived as a threat 😐 👉 به عنوان یک تهدید تلقی شد
2️⃣ His behavior was perceived negatively 🙄 👉 رفتارش منفی برداشت شد
3️⃣ She was perceived as inexperienced 😏 👉 او بی تجربه تصور شد
... [مشاهده متن کامل]
4️⃣ The policy is widely perceived as unfair 😒 👉 این سیاست به طور گسترده ناعادلانه تلقی می شود
5️⃣ His silence was perceived as guilt 😬 👉 سکوتش به عنوان گناه برداشت شد
6️⃣ The risk is perceived to be low 😑 👉 ریسک پایین تصور می شود
7️⃣ Confidence is often perceived as arrogance 😒 👉 اعتمادبه نفس اغلب به صورت غرور برداشت می شود
collocationهای پرکاربرد با perceived 👇
1️⃣ perceived risk 😐 👉 ریسکِ ادراک شده
2️⃣ perceived value 🙄 👉 ارزشِ ذهنی / ادراک شده
3️⃣ perceived threat 😬 👉 تهدیدِ تصوری
4️⃣ perceived image 😏 👉 تصویر ذهنی
5️⃣ perceived injustice 😒 👉 بی عدالتیِ احساس شده
6️⃣ perceived difference 😑 👉 تفاوتِ تصوری
7️⃣ perceived reality 😐 👉 واقعیتِ ذهنی
8️⃣ perceived competence 🙄 👉 شایستگیِ ادراک شده
جمع بندیِ تلخ ولی واقعی:
perceived یعنی �نه الزاماً واقعی، فقط چیزی که مردم فکر می کنند واقعی است� — و متأسفانه دنیا بیشتر با همین اداره می شود.
Chatgpt
تلقی شدن
مشهود
Perceived
برداشت کردن، استنباط داشتن
Kept thinking , no matter what people perceived of me
برآورد شده
درک شده
هم معنی می دهد به خصوص اگر قبل از یک مفهوم بیاید.
ADJECTIVE۱ ) متصور
۲ ) محسوس - احساس شده
MEANING1 ) regarded in a specified way —used to say how something or someone is seen or thought of💠 European UnionEU foreign policy chief fears rightwing surge in June elections
... [مشاهده متن کامل]
. . .
I am afraid of fear, I am afraid Europeans vote because they are afraid. It’s scientifically proven that fear in the face of the unknown and uncertainty generates a hormone that calls for a security response. This is a fact, Borrell told the Guardian.
. . .
He accepted there are both real and perceived reasons to be concerned, but urged voters to back political forces that can present a lucid analysis of the situation. If we cannot do that, I think the European elections will be as dangerous as those in the US.
💠 a perceived threat [=something that is thought of as being a threat]
2 ) recognized through the senses
💠 Spontaneous memories are activated by specific signals from the parts of the brain that deal with perceived stimuli like smells, pictures, and words.
ادراک شده
درمورد خطر ، تهدید
فرضی ، خیالی
شایع
احتمالی
فرضی
مثال: perceived hazards = خطرات احتمالی
مشاهده شده
ناتوانی ادراکی: Perceived Disability
تلقی شده_در نظر گرفته شده_ملموس
The dog is a perceived threat to your family's safety
این سگ یک تهدید ملموس برای امنیت خانواده شماست.
متصور
perceived threat تهدید احتمالی
انگاشته
محرز
قابل توجیه
ساختگی ( در روانشناسی )
احساس شده ادراک شده برداشت شده
در نظر گرفته شده
دیده شده. ملاحظه شده. درک شده
قابل مشاهده
مشاهده شده
قابل تشخیص
تشخیص داده شده
پی برده شده
در نظر گرفته شده
فرض شده
محسوس
انگاشته شده ( که می تونه درست باشه می تونه غلط باشه )
درنظر گرفته شدن
برداشت ( دریافت ذهنی )
برداشت شده
به چیزی معروف بودن یا شناخته شدن
ملموس
Perceived ( adj ) :sensed
Ex:The dog is a perceived threat to your family's safety
این سگ یک تهدید ملموس برای امنیت خانواده شماست.
ادراک شده
محسوس
دریافته شده
I perceived
دریافتم ( درک کردم، فهمیدم )
perceived status
وجهه مفروض، جایگاه متصور
پنداشته شدن
موردنظر
پیش بینی شده
درک کردن
صفت )
خیالی، فرضی، ساختگی
A perceived enemy
یک دشمن خیالی!
Belive, understand
گویی، انگار
تصور یا برداشتی که میتواند با واقعیت متفاوت باشد. مثلا تصور بحران.
ملموس
درک شده
احتمالی
مفروض، فرضی، تصورشده، انگاشته شده
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٤٥)