parity bit

/ˈperətiˈbɪt//ˈpærɪtibɪt/

ذره توازن

جمله های نمونه

1. A binary check digit; for example, a parity bit.
[ترجمه گوگل]یک رقم چک باینری؛ به عنوان مثال، یک بیت برابری
[ترجمه ترگمان]یک رقم چک دودویی، برای مثال، یک بیت زوجیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Usually set up a dedicated parity bit, it makes this group code " 1" is odd or even.
[ترجمه گوگل]معمولاً یک بیت برابری اختصاصی تنظیم می‌کند، این کد گروه "1" را فرد یا زوج می‌کند
[ترجمه ترگمان]معمولا یک بیت برابری اختصاصی را تنظیم می کند، که باعث می شود این گروه \"۱\" عجیب یا حتی عجیب باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Now add a parity bit to each character. What is the probability?
[ترجمه گوگل]اکنون به هر کاراکتر یک بیت برابری اضافه کنید احتمالش چقدره؟
[ترجمه ترگمان]حال یک بیت برابری را به هر کاراکتر اضافه کنید احتمال این کار چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Serial applications, the serial initialization, baud rate, parity bit and other settings.
[ترجمه گوگل]برنامه های سریال، مقداردهی اولیه سریال، نرخ باود، بیت برابری و سایر تنظیمات
[ترجمه ترگمان]کاربردهای سریال، مقداردهی اولیه، مقدار baud، بیت توازن و تنظیمات دیگر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Parity bit: A check bit added to a series of binary digits to make the total odd or even according to the logic of the system.
[ترجمه گوگل]بیت برابری: یک بیت چک که به یک سری ارقام باینری اضافه می‌شود تا مجموع آن زوج یا فرد مطابق با منطق سیستم باشد
[ترجمه ترگمان]میزان توازن: یک بیت چک به یک سری ارقام دودویی اضافه می شود تا کل یا حتی بر طبق منطق سیستم به یک سری ارقام دودویی اضافه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. As used in the work of parity bit and stop bit more fixed.
[ترجمه گوگل]همانطور که در کار بیت برابری استفاده می شود و کمی توقف ثابت تر است
[ترجمه ترگمان]همان طور که در کار بیت توازن استفاده می شود و کمی بیشتر ثابت می ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Meanwhile, the algorithms of 16QAM Softdemapping parity bit decoding and symbol mapping were derived.
[ترجمه گوگل]در همین حال، الگوریتم‌های رمزگشایی بیت برابری 16QAM Softdemapping و نگاشت نماد مشتق شدند
[ترجمه ترگمان]در این میان، الگوریتم ۱۶ QAM Softdemapping parity و نگاشت نماد به دست آمدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Serial debug terminal settings: 115200 baud rate, one stop bit, no parity bit.
[ترجمه گوگل]تنظیمات پایانه اشکال زدایی سریال: نرخ باود 115200، یک بیت توقف، بدون بیت برابری
[ترجمه ترگمان]تنظیمات پایانه زدایی سریال: ۱۱۵۲۰۰ سرعت ثانیه، یک بیت توقف، و هیچ bit
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The least significant bit of each block is reserved as the parity bit.
[ترجمه گوگل]کم اهمیت ترین بیت هر بلوک به عنوان بیت برابری رزرو می شود
[ترجمه ترگمان]حداقل مقدار قابل توجهی از هر بلوک به عنوان بیت توازن ذخیره می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. UNIX serial drivers support even, odd, and no parity bit generation.
[ترجمه گوگل]درایورهای سریال یونیکس از تولید بیت زوج، فرد و بدون برابری پشتیبانی می کنند
[ترجمه ترگمان]درایور های سریال UNIX حتی، حتی، و هیچ تولید ذره ای برابری را پشتیبانی نمی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] بیت مقایسه ؛ بیت توازن
[برق و الکترونیک] بیت پریتی بیت 0 یا 1 که به نویسه موجود اضافه می شود تا از تعداد کل بیتهای 1 در میدان داده، زوج یا فرد است، اطمینان حاصل شود.

انگلیسی به انگلیسی

• bit that is transmitted along with the information that indicates whether it is odd or even

پیشنهاد کاربران

بپرس