🔸 نکته:
تفاوت این فعل با Criticize، Slam، و Condemn:
• Criticize به معنای انتقاد کردن است و عام ترین و خنثی ترین گزینه است؛ می تواند نقد ملایم یا شدید باشد.
• Slam به معنای به شدت کوبیدن است و نزدیک ترین معادل به pan است؛ اما slam غیررسمی تر و تندتر است و بیشتر در بافت خبری و سیاسی به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
• Condemn به معنای محکوم کردن است و رسمی تر و اخلاقی تر از pan است؛ معمولاً در بافت های حقوقی، بین المللی، و اخلاقی به کار می رود و بر نکوهش قاطع تأکید دارد.
• Pan اما ترکیبی از نقد شدید، کوبیدن، و اغلب تحقیر را می رساند و به همین دلیل در بافت های نقد هنری و سیاسی بسیار رایج است — یعنی چیزی که نه فقط نقد، بلکه با شدت و گستردگی رد و کوبیده شده است.
🔸 معادل فارسی:
• به شدت نقد کردن / کوبیدن
• رد کردن / نکوهش کردن
• با انتقاد تند روبرو کردن
• خرد کردن ( در نقد )
🔸 مثال ها:
• His make - believe proposal to send $5000 checks to everyone has been widely panned.
... [مشاهده متن کامل]
پیشنهاد ساختگی او برای فرستادن چک ۵۰۰۰ دلاری برای همه، به طور گسترده کوبیده شده است.
• The film was panned by critics but loved by audiences.
فیلم از سوی منتقدان کوبیده شد، اما مخاطبان آن را دوست داشتند.
• The policy was panned as ineffective and costly.
آن سیاست به عنوان بی اثر و پرهزینه نکوهش شد.
کمک
ماهیتابه
Pour some cream into the pan.
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک prefix داریم به اسم pan
📌 این پیشوند، معادل "all" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این پیشوند را در خود داشته باشند، به "all" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 Panacea: a remedy for "all" diseases.
🔘 Panacean: pertaining to a cure for "all" ills.
🔘 Pandemic: a disease outbreak affecting "all" people.
🔘 Pandemonium: chaos involving "all" persons.
🔘 Panegyric: high praise celebrating "all" virtues.
🔘 Panopticon: a structure designed to observe "all" inmates.
🔘 Pantheism: the belief that "all" is divine.
🔘 Pantheist: one who believes "all" is god.
🔘 Pantheon: a temple or group honoring "all" gods.
🔘 Pansexual: attracted to "all" genders.
🔘 Pan - American: relating to "all" the Americas.
🔘 Panhellenic: involving "all" Greek states.
🔘 Panoply: a complete array of "all" items.
🔘 Panorama: a view encompassing "all" surroundings.
🔘 Pantomime: a performance expressing "all" actions without words.
🔘 Pantograph: a tool that copies "all" shapes.
🔘 Pantocracy: government by "all" people.
🔘 Panarchy: rule by "all" without centralized authority.
🔘 Pankration: an ancient sport combining "all" fighting techniques.
🔘 Panchromatic: sensitive to "all" colors.
🔘 Panmixia: random mating among "all" individuals.
🔘 Panpsychism: the view that "all" matter has a mind.
🔘 Pansophy: universal wisdom embracing "all" knowledge.
تابه ( ظرف کم عمق برای سرخ کردن و پخت غذا ) - اسم
Fry the eggs in a pan. قابلمه ( به طور عام، گاهی برای قابلمه های کوچک هم استفاده می شود ) - اسم
Heat the sauce in a pan. ماهیتابه ( به طور خاص برای تابه های مخصوص سرخ کردن ) - اسم
... [مشاهده متن کامل]
She seasoned the chicken in a frying pan.
مقداری طلا ( اصطلاح عامیانه برای مقدار کمی طلا ) - اسم
He's always panning for gold, hoping to strike it rich.
انتقاد شدید ( به طور عام، به شدت انتقاد کردن ) - فعل
The movie was panned by critics.
ظرف رنگ ( به طور کلی ) - اسم
He dipped the brush into the paint pan.
پالت رنگ ( اگر ظرف دارای چندین قسمت برای رنگ های مختلف باشد ) - اسم
The artist mixed colors on her pan.
جدا از اینکه به معنای قابلمه هستش ، در حالت فعلی به معنای نقد کردن و کوبیدن یک اثر هنری هم هست
"pan" as a verb can be considered an advanced word in English, especially in its less common usages. While "pan" is often used as a noun to refer to a cooking utensil, as a verb it can have several more specialized meanings.
... [مشاهده متن کامل]
One common meaning is to criticize or review something negatively, as in "The movie was panned by critics. "
Another meaning is to move a camera horizontally, as in "The camera panned across the city skyline. "
"Pan" can also be used in more technical contexts, such as in audio engineering or mining. Because of its specialized and less common meanings, "pan" as a verb is generally considered to be more advanced than simpler verbs with similar meanings, such as "criticize" or "move. "
میتونه مخفف Pansexual باشه یعنی کسی که فارق از جنسیت ادما بهشون کشش جنسی داره ، براش فرقی نمیکنه دختر یا پسر. تو برقراری رابطه اصلا جنسیت براش مطرح نیست
✨ از مجموعه لغات GRE ✨
✍ توضیح: To criticize harshly 😠🫵
🔍 مترادف: Criticize, condemn
✅ مثال: The critics panned the movie for its weak plot and poor acting
قابلمه
مثال: She cooked dinner in a large pan.
او شام را در یک قابلمه بزرگ پخت.
pan: ماهی تابه
در شبکه/networking
"personal area network" یا به اختصار "pan"
کوچک ترین نوع بی سیم/باسیم از شبکه که پوشش جغرافیاییش 3 متر یا کمتره.
مثل وقتی گوشی هوشمندتون رو به رادیوی ماشین از طریق کابل IUX یا بلوتوث وصل می کنید.
یا وقتی هارددرایوی رو به لپتاپتون متصل می کنید از طریق کابل یو اس بی.
از نظر ریشه شناسی به معنای همه است.
مثال:
Panacea
Pan - American
Pan - Arab
Panhellenic
Pandemic
Pandemonium
Panhandler
Panorama
Panhuman
Pantheism
Pantheon
Panglossian
قاب و چهار چوبه در و پنجره. . . . جمجمه. استخراج کردن. کفه ترازو. گودال اب.
همه ( در پزشکی )
در بحث معماری سرویس بهداشتی ایرانی هم ترجمه میشه.
تَشت ، تشت ظرفشویی ، تشت سینی ظرفشویی
لگن ، لگن سینک ظرف شویی
pan=تابه
به اسپانیایی:نان
1. ماهیتابه
2. پهنه
. This vast salt pan is all that remains of an ancient lake
این پهنه ی نمکیِ وسیع ، تمامِ چیزیه که از یک دریاچه بسیار قدیمی باقی میمونه.
pan ( سینما و تلویزیون )
واژه مصوب: حرکت افقگَرد
تعریف: حرکت چرخشی دوربین به راست یا چپ، حول محور ثابت و در سطح افق|||متـ . افقگَرد
قالب
Like=> pie pan
pan= تابه
pancake= کیکی که در تابه پخته می شود، پنکیک
"هَما - - " به عنوان میشوند.
Pantheism
هماخداباوری.
We are now offering you the chance to buy the complete set of pans at half price
. . . خرید یه ست کاملِ تابه
تابه، مایتابه
کفه ماهی تابه
صفحه
مثل pan of life
صفحه روزگار
به باد انتقاد گرفتن ( فیلم و. . . )
a metal object used to cook food
تابه
[فیلمبرداری]
افق گرد ، افق گردی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٤)