برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1686 100 1
شبکه مترجمین ایران

prefer

/prəˈfɜːr/ /prɪˈfɜː/

معنی: برگزیدن، ترجیح دادن، ترجیح یافتن یا دادن، برتری دادن، رجحان دادن
معانی دیگر: (بیشتر) پسند کردن، پسندیدن، بیشتر دوست داشتن، پسنده کردن، بیشتر خواستن، (در دادگاه حقوقی یا اداری و غیره) اقامه کردن، طرح کردن، (سهام) ممتاز کردن، (در بازپرداخت وام یا دادن اعتبار) مقدم کردن، حق تقدم دادن، (در ارج گذاری یا دادن ترفیع و غیره) برتر دانستن، افزونیدن، مقدم شمردن، والاتر شمردن، ارجح دانستن

بررسی کلمه prefer

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: prefers, preferring, preferred
مشتقات: preferrer (n.)
(1) تعریف: to consider more desirable than something else.
مترادف: favor
مشابه: choose, fancy, like, select

- She prefers dark chocolate to milk chocolate.
[ترجمه ali] اوشکلات تلخ را از شکلات شیری ترجیح می دهد
|
[ترجمه آرش] او شکلات تلخ را به شکلات شیری ترجیح می دهد.
|
[ترجمه \H-M] او شکلات را به شکلات شیری ترجیح می دهد|
[ترجمه ترگمان] او شکلات تیره را به شکلات شیر ترجیح می‌دهد
[ترجمه گوگل] او شکلات تیره را ترجیح می دهد تا شکلات را شیر دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه prefer در جمله های نمونه

1. i prefer a green of a darker hue
من سبز تیره‌تری را ترجیح می‌دهم.

2. i prefer good carpets to jewelry
من فرش خوب را به جواهرات ترجیح می‌دهم.

3. i prefer optimism to pessimism
من خوشبینی را به بدبینی ترجیح می‌دهم.

4. i prefer swimming to walking
من شنا را به پیاده‌روی ترجیح می‌دهم.

5. i prefer tea
من چای بیشتر دوست دارم.

6. to prefer charges against an attacker
بر علیه ضارب اقامه‌ی دعوی کردن

7. The older generation prefer a darker and more traditional kind of clothing.
[ترجمه ترگمان]نسل قدیمی‌تر یک نوع لباس تیره‌تر و سنتی را ترجیح می‌دهند
[ترجمه گوگل]نسل های قدیمی تر لباس تیره تر و سنتی تر را ترجیح می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We would prefer a more orthodox approach/solution to the problem.
[ترجمه ترگمان]ما یک رویکرد \/ راه‌حل سنتی تری را به این مساله ترجیح می‌دهیم
[ترجمه گوگل]ما ترجیح می دهیم رویکرد / راه حل مسالمت آمیز تر برای این مشکل باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف prefer

برگزیدن (فعل)
single , choose , designate , pick , elect , select , put up , opt , pick over , prefer
ترجیح دادن (فعل)
prefer
ترجیح یافتن یا دادن (فعل)
prefer
برتری دادن (فعل)
prefer
رجحان دادن (فعل)
prefer

معنی عبارات مرتبط با prefer به فارسی

معنی prefer در دیکشنری تخصصی

prefer
[حقوق] مطرح کردن (در دادگاه)، محاکمه کردن، تعقیب کردن دعوی، ترجیح دادن
[حقوق] اعلام جرم کردن، تحت تعقیب قرار دادن
[حقوق] پژوهش خواستن

معنی کلمه prefer به انگلیسی

prefer
• hold superior; appoint, nominate; like better; promote, advance; bring before (a judge, governor, etc.)
• if you prefer one thing to another, you like the first thing better.
prefer to
• give priority to, desire more to

prefer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

parya
to like one thing more than another things
asdfghjk
برگزیدن
tinabailari
ترجیح دادن #️⃣
I prefer staying at home
من در خانه ماندن را ترجیح میدهم
Tahereh
ترجیح دادن
Javad
آماده کردن
محمدرضا سعیدی
پسندیدن و یا ترجیح دادن
Like or prefer
Faty 😇
To like something more.
ترجیح دادن چیزی به چیز دیگر.......
طْاّٰهٰٓاْم ّٔٔ
ترجیح دادن
ترجیح یافتن یا دادن
امیرحسین
ترجیح دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی prefer

کلمه : prefer
املای فارسی : پرفر
اشتباه تایپی : حقثبثق
عکس prefer : در گوگل

آیا معنی prefer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )