برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1470 100 1

prediction

/priˈdɪkʃn̩/ /prɪˈdɪkʃn̩/

معنی: پیش گویی
معانی دیگر: پیش بینی

بررسی کلمه prediction

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of foretelling or the attempt at foretelling.
مترادف: foretelling, prophecy
مشابه: augury, divination, forecast

- Geologists are becoming increasingly accurate in the prediction of earthquakes.
[ترجمه ترگمان] زمین شناسان در پیش‌بینی زمین‌لرزه‌ها به طور فزاینده‌ای دقیق می‌شوند
[ترجمه گوگل] زمین شناسان در پیش بینی زمین لرزه ها به طور فزاینده ای دقیق می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a statement of what is foretold or predicted; prophecy.
مترادف: prophecy
مشابه: divination, forecast, prognosis, projection

- The prediction that the world would come to an end on that day obviously did not come true.
[ترجمه ترگمان] این پیش‌بینی که دنیا در آن روز به پایان خواهد رسید، به وضوح تحقق نیافت
[ترجمه گوگل] پیش بینی کرد که جهان در آن روز به پایان برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Their predictions of the failure of the idea were, unfortunately, borne out by reality.
[ترجمه ترگمان] متاسفانه پیش‌بینی‌های آن‌ها از شکست این ایده به واقع ...

واژه prediction در جمله های نمونه

1. her prediction was right
پیشگویی او درست درآمد.

2. his prediction was right on the money!
پیش‌گویی او کاملا درست درآمد!

3. He was unwilling to make a prediction about which books would sell in the coming year.
[ترجمه ترگمان]او نمی‌خواست پیش‌بینی کند که چه کتابی در سال آینده به فروش خواهد رسید
[ترجمه گوگل]او نمیخواست پیش بینی کند که کدام کتاب در سال آینده فروخته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The prediction of 4 million unemployed now looks horrifyingly realistic.
[ترجمه ترگمان]پیش‌بینی ۴ میلیون بی‌کار در حال حاضر بسیار واقعی به نظر می‌رسد
[ترجمه گوگل]پیش بینی 4 میلیون بیکار در حال حاضر به نظر می رسد وحشتناک واقع بینانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Earthquake prediction is an inexact science .
[ترجمه ترگمان]پیش‌بینی زلزله یک علم نادرست است
[ترجمه گوگل]پیش بینی زلزله یک علت نادرست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. ...

مترادف prediction

پیش گویی (اسم)
prophecy , augury , divination , prediction , prognostication , oracle , omen

معنی prediction در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] پیش بینی
[زمین شناسی] پیش بینی
[ریاضیات] پیشگویی
[آمار] پیشگویی
[آب و خاک] پیش بینی
[حسابداری] معیارهای پیش بینی
[آمار] مشخص سازی پیشگویی
[ریاضیات] نظزیه ی پیشگویی
[آمار] نظریه پیشگویی
[ریاضیات] پیشگویی بیزی
[آب و خاک] پیش بینی (بلند مدت) اقلیمی
[عمران و معماری] فاصله اعتماد پیشگویی
[ریاضیات] حمل مصداقی
[کامپیوتر] پیش بینی خرابی
[آب و خاک] پیش بینی سیل
[آمار] پیشگویی خطی
[نساجی] تخمین مقایسه ای
[آب و خاک] پیش بینی عددی آب و هوا
...

معنی کلمه prediction به انگلیسی

prediction
• prognostication, divination; prophecy, soothsaying; forecasting, act of foretelling
• if you make a prediction, you say what you think will happen.
optimistic prediction
• forecast which predicts positive results, positive prediction

prediction را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zeinab
to sketch sth before occuring
محسن❤️رضوي❤️ستاره
پيش بيني
Watch out for low levels in hard days
مراقب پايين سطح در روزهاي سخت باشيم
حامد
to say that some thing will happen in the future
Bahar
شواهد
armeta
augury
M
پیش بینی
خاطره
پیش بینی
آرمین گلاره
پیش محاسبه - طراحی قبل از اجرا - بررسی قبل از انجام عمل - پیشبینی
نیما
اندازه گیری
Nazila
فرضیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی prediction
کلمه : prediction
املای فارسی : پردیکتین
اشتباه تایپی : حقثیهزفهخد
عکس prediction : در گوگل

آیا معنی prediction مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران