برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

played out


1- تمام، پایان یافته 2- خسته 3- از مد افتاده، مانده، وامانده، خسته، از کارافتاده

واژه played out در جمله های نمونه

1. The game was played out althongh the light was bad.
[ترجمه هتاو نصیری] اگرچه نور مناسب نبود، بازی ادامه پیدا کرد.
|
[ترجمه ترگمان]بازی خاموش شد و نور بد بود
[ترجمه گوگل]این بازی در حالی پخش شد که نور بد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The old type of family party is played out, young people demand something more exciting nowadays.
[ترجمه ترگمان]این روزها چه نوع مهمانی خانوادگی برگزار می‌شود، جوانان امروزه خواستار چیز هیجان انگیزی هستند
[ترجمه گوگل]نوع قدیمی حزب خانواده بازی می شود، جوانان امروز به چیزی بسیار هیجان انگیز نیاز دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. After a hard gallop, the horse was played out.
[ترجمه ترگمان]بعد از چهار نعل اسب، اسب در حال بازی بود
[ترجمه گوگل]بعد از یک ضربه سخت، اسب بازی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه played out به انگلیسی

played out
• ended, was completed; exhausted, extremely tired

played out را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی played out

کلمه : played out
املای فارسی : پلید آوت
اشتباه تایپی : حمشغثی خعف
عکس played out : در گوگل

آیا معنی played out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )