برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

piston

/ˈpɪstən/ /ˈpɪstən/

معنی: سنبه، پیستون، میله متحرک
معانی دیگر: والتر پیستون (آهنگساز امریکایی)

واژه piston در جمله های نمونه

1. a piston cushion
بالشتک پیستون

2. a piston rod
میل پیستون

3. the piston keeps moving back and forth
پیستون مرتبا پس و پیش می‌رود.

4. the ratio of piston stroke to bore of a cylinder
نسبت بازی پیستون به کالیبر سیلندر

5. scores made by a piston on a cylinder
خط افتادگی سیلندر توسط پیستون

6. the compression of air by the piston
فشرده شدن هوا توسط پیستون

7. Tell the foundry to cast another piston.
[ترجمه ترگمان]به the بگو پیستون دیگر را پرتاب کند
[ترجمه گوگل]برای ریختن یک پیستون دیگر به ریخته گری بگویید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The piston slides noiselessly up and down.
[ترجمه ترگمان]پیستون بی‌صدا بالا و پایین می‌رود
[ترجمه گوگل]پیستون بدون صدا به سمت بالا و پایین حرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They use a piston engine instead.
...

مترادف piston

سنبه (اسم)
mandrel , ramrod , gun stick , piston , mandril
پیستون (اسم)
piston
میله متحرک (اسم)
piston

معنی عبارات مرتبط با piston به فارسی

(مکانیک) حلقه ی پیستون، رینگ پیستون، بدنه پیستون
(مکانیک) دسته ی پیستون، شاتون، میل پیستون، میله سنبه، دسته سنبه

معنی piston در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] پیستون ، میله متحرک
[نساجی] پیستون ( در بانکه فتیله ) - پیستون جعبه فتیله
[نفت] پیستون
[برق و الکترونیک] عملکرد پیستونی حرکت دیافراگم داخلی بلندگو پخش به هنگام پخش بسامدهای صوتی کم.
[برق و الکترونیک] تضعیف کننده پیستونی تضعیف کننده ریزموجی که در موج برداخل می شود تا مقدار تضعیف متغیری را با حرکت قطعه تزویجگر خروجی در طول محور طولی آن ایجاد کند.
[مهندسی گاز] شیریکطرفه پیستونی
[عمران و معماری] کمپرسور پیستونی
[زمین شناسی] مغزه گیر پیستونی - مغزه گیر اقیانوس شناسی مرکب از یک پیستون درون سیلندر که با ایجاد مکش، اصطکاک را کاهش می دهد. انواع مختلفی از آن وجود دارد، - شامل مغزه گیر Ewing، نمونه گیر Mackereth، و مغزه گیر Kullenberg.
[زمین شناسی] دستگاه سیلندر پیستون فشار بالا - از این دستگاه برای کاربردهای زیر استفاده می شود. - بررسی فرآیندهای ماگمایی دمای بالا و موقعیت یابی تودههای ماگمایی در پوسته قارهای - شبیهسازی شرایط محیطی گوشته فوقانی (فشار و دمای بالا)
[خودرو] رسوبات در پیستون
[پلیمر] راکتور با جریان پیستونی
piston phone ...

معنی کلمه piston به انگلیسی

piston
• moving cylinder used to compress gas fluid or air
• a piston is a cylinder or metal disc in an engine. pistons slide up and down inside tubes to make parts of the engine move.
piston engine
• engine powered by a cylinder which is moved back and forth by pressure
piston engine aircraft
• aircraft which is powered by a propeller which spins from the force of the piston engine

piston را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

shirfahm.com
خودرو: پیستون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی piston

کلمه : piston
املای فارسی : پیستون
اشتباه تایپی : حهسفخد
عکس piston : در گوگل

آیا معنی piston مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )