برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1404 100 1

pin down


(خودمانی) 1- کسی را وادار به تصمیم گیری یا قول دادن و غیره کردن 2- تعیین کردن، مشخص کردن، انگشت گذاشتن (روی چیزی)

واژه pin down در جمله های نمونه

1. It has taken until now to pin down its exact location.
[ترجمه ترگمان]تا کنون محل دقیق خود را مشخص نکرده است
[ترجمه گوگل]تا به امروز تا به حال محل دقیق آن را تعیین کرده اید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We should use our secondary forces to pin down several enemy columns.
[ترجمه ترگمان]ما باید از نیروهای ثانویه خود برای مشخص کردن چندین ستون دشمن استفاده کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید نیروهای ثانویه خود را برای پین کردن چند ستون دشمن استفاده کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We can't pin down where the leak came from.
[ترجمه ترگمان]ما نمی‌توانیم جایی را که نشتی از آن امده را پیدا کنیم
[ترجمه گوگل]ما نمیتوانیم از کجا ناشی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cause of the disease is difficult to pin down precisely.
[ترجمه منصور بنانی] مشخص نمودن علت دقیق بیماری، دشوار است.
...

معنی کلمه pin down به انگلیسی

pin down
• fix firmly in place; confirm, determine; force into revealing the truth

pin down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

shayan
محصور کردن
میثم
کشف،اکتشاف
میثم علیزاده
1.دقیق و قطعی مشخص کردن( فهمیدن)
2. قادر به جابه جایی نبودن به خاطر فشار حملات( در جنگ)
Be pinned down
Sa
مجبور کردن
hatef
زمین گیر کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pin down
کلمه : pin down
املای فارسی : پین دون
اشتباه تایپی : حهد یخصد
عکس pin down : در گوگل

آیا معنی pin down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )