برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1730 100 1
شبکه مترجمین ایران

paucity

/ˈpɒsəti/ /ˈpɔːsɪti/

معنی: کمی، اندک، کمیابی، مقدار کم، قلت، عدد کم
معانی دیگر: اندکی، کمینگی، ندرت، کمبود، کمداشت، معدود

بررسی کلمه paucity

اسم ( noun )
• : تعریف: smallness of number or amount; scarcity.
متضاد: abundance, amplitude, enough
مشابه: dearth, need, poverty, scarcity

- The country's development has been hindered by a paucity of resources.
[ترجمه ترگمان] کمبود منابع مانع توسعه کشور شده‌است
[ترجمه گوگل] توسعه کشور با کمبود منابع مواجه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه paucity در جمله های نمونه

1. the paucity of really good teachers
کمیابی معلم‌های واقعا خوب

2. their enthusiasm compensated for the paucity of their numbers
اشتیاق آنان کمی تعداد آنها را جبران می‌کرد.

3. his graceful style was not enough to hide a paucity of matter
سبک زیبای او جبران ضعف محتوای او را نمی‌کرد.

4. There is a paucity of information on the ingredients of many cosmetics.
[ترجمه ترگمان]کمبود اطلاعات در مورد مواد آرایشی زیادی وجود دارد
[ترجمه گوگل]کمبود اطلاعات در مورد مواد تشکیل دهنده بسیاری از لوازم آرایشی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The paucity of fruit was caused by the drought.
[ترجمه ترگمان]کمبود میوه در اثر خشکسالی ایجاد شد
[ترجمه گوگل]کمبود میوه ناشی از خشکسالی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Our discussion has already made apparent a great paucity of large-scale bronzes compared to what survives in marble.
[ترجمه ترگمان]بحث ما در حال حاضر، در مقایسه با آنچه که در مرمر باقی مانده‌است، در مقایسه با آنچه که در مرمر باقی مانده‌اند، اندک اندک است
[ترجمه گوگل] ...

مترادف paucity

کمی (اسم)
deficiency , exiguity , piece , peep , rarity , extenuation , paucity , insignificance , insufficiency , insignificancy , infrequency , insufficience , soupcon
اندک (اسم)
whit , scantling , pinch , paucity , drib , modicum , thrum , scruple
کمیابی (اسم)
poverty , rarity , famine , paucity , scarcity , infrequency
مقدار کم (اسم)
trace , relish , spatter , paucity , modicum , smidgen , soupcon
قلت (اسم)
paucity , tenuity
عدد کم (اسم)
paucity

معنی عبارات مرتبط با paucity به فارسی

معنی کلمه paucity به انگلیسی

paucity
• lack, scarcity, scantiness; fewness, state of being very few in number
• if you say that there is a paucity of something, you mean that there is not enough of it; a formal word.

paucity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hamed farzam
کمبود
Htm
paucity
lack
shortage


کمبود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی paucity

کلمه : paucity
املای فارسی : پوکیتی
اشتباه تایپی : حشعزهفغ
عکس paucity : در گوگل

آیا معنی paucity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )