برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1403 100 1

pant

/ˈpænt/ /pænt/

معنی: ضربان، تپش، نفس نفس زدن، نفس نفس زدن، تند نفس کشیدن، دم کشیدن، ضربان داشتن
معانی دیگر: (در اثر دویدن و غیره) نفس نفس زدن، هن هن کردن، تاسیدن، خفیدن، له له زدن، رخیدن، (با: for یا after - شدیدا) خواستن، آرزو کردن، (مثلا مانند لوکوموتیو) متناوبا دود (یا بخار و غیره) دادن، دمیدن، نفس زنان گفتن، (قلب و غیره) تند زدن، تند تپیدن، نفس نفس، تاسش، تپش (تند)، رجوع شود به: pants، ضربان داشتن قلب و غیره

بررسی کلمه pant

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: pants, panting, panted
(1) تعریف: to breathe in rapid short gasps, as after hard exercise.
مترادف: gasp, huff, puff
مشابه: wheeze

(2) تعریف: to yearn or have a desperate desire.
مترادف: ache, long, pine, yearn
مشابه: burn, crave, drool, hanker, hunger, languish, lust, thirst

- he panted for her love and favor
[ترجمه ترگمان] به خاطر عشق و محبت نفس نفس می‌زد
[ترجمه گوگل] او برای عشق و علاقه اش مینشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to pulsate quickly and strongly.
مترادف: pulsate, pulse
مشابه: beat, flutter, palpitate, pitapat, throb
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to utter in a gasping manner.
مترادف: gasp
مشابه: wheeze

- He panted a hello as he ran past us.
[ترجمه ترگمان] وقتی از کنار ما رد شد، نفس نفس می‌زد
[ترجمه گوگل] او به ما سلام کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

واژه pant در جمله های نمونه

1. pant legs
پاچه‌های شلوار

2. She was wearing dark blue pants and a white sweater.
[ترجمه ترگمان]شلوار آبی تیره پوشیده بود و یک بلوز سفید پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او شلوار آبی تیره و ژاکت سفید پوشانده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You can't wear the red pants.
[ترجمه ترگمان]نباید شلوار قرمز بپوشی
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید شلوار قرمز را بپوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Mr. Jay wears the pants in that family.
[ترجمه ترگمان] آقای \"جی\" شلوار اون خانواده رو پوشیده
[ترجمه گوگل]آقای جی شلوار را در آن خانواده می پوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He came in panting after running up the steps.
[ترجمه ترگمان]پس از آن که از پله‌ها بالا دوید، نفس نفس زنان به درون آمد
[ترجمه گوگل]او بعد از انجام مراحل به تنفس آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف pant

ضربان (اسم)
beat , pulse , beating , throb , pulsation , pant , ictus , pitter-patter , tick-tack
تپش (اسم)
flurry , oscillation , beat , palpitation , pulse , throb , pulsation , pant , pump , tremor , ictus , tremour , pitter-patter
نفس نفس زدن (اسم)
pant
نفس نفس زدن (فعل)
pant , gasp
تند نفس کشیدن (فعل)
pant
دم کشیدن (فعل)
pant
ضربان داشتن (فعل)
pant

معنی کلمه pant به انگلیسی

pant
• fast heavy breathing
• breathe heavily; crave, long, yearn
• pants are a piece of underwear with two holes to put your legs through and elastic around the top.
• in american english, trousers are referred to as pants.
• if you pant, you breathe quickly and loudly, because you have been doing something energetic.
pant after
• desire, crave, yearn for -
pant for
• long for, desire

pant را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
نفس نفس زدن ضربان داشتن
تتتتت
شلوار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pant
کلمه : pant
املای فارسی : پنت
اشتباه تایپی : حشدف
عکس pant : در گوگل

آیا معنی pant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )