برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

palm

/ˈpɑːm/ /pɑːm/

معنی: نخل، کامیابی، نخل خرما، وجب، نشانه پیروزی، کف دست انسان، کف پای پستانداران، کف هر چیزی، با کف دست لمس کردن، کش رفتن، رشوه دادن
معانی دیگر: (گیاه شناسی) نخل، درخت خرما (انواع گیاهان استوایی و نیمه استوایی راسته ی arecales که همیشه سبز می باشند و نخل خرما از این دسته است)، برگ نخل (که نماد پیروزی یا شادمانی است)، فتح، وابسته به تیره ی نخل ها (تیره ی arecaceae که شامل درخت نارگیل و خرما هم می شود)، کف دستکش، (مثلا برای گول زدن یا تردستی) در کف دست پنهان کردن، بین انگشتان پنهان کردن، (با: on یا off) قالب کردن (به کسی)، انداختن، بخش پهن و مسطح شاخ برخی حیوانات، (واحد اندازه گیری طول - غیر دقیق) درازای دست، پهنای دست، بخش پهن و مسطح برخی اشیا: پهنه ی پارو یا بیل یا راکت پینگ پنگ، با کف دست زدن یا پرماسیدن، پهنه

بررسی کلمه palm

اسم ( noun )
(1) تعریف: the inner surface of the hand, between the wrist and the base of the fingers.

- The horse ate the apple pieces from the palm of my hand.
[ترجمه ترگمان] اسب تکه‌های سیب را از کف دستم خورد
[ترجمه گوگل] اسب قطعات سیب از کف دست من را خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: any of various objects, parts, or measures that are analogous to or based on the placement or size of the palm.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: palms, palming, palmed
عبارات: palm off
(1) تعریف: to quickly conceal (something) in the hand, as in sleight-of-hand tricks or cheating at cards.

- I saw it when he palmed that ace.
[ترجمه گلی افجه ] من دیدم او ان تک خال (آس) را کف رفت|
[ترجمه ترگمان] من آن را وقتی که این ایس را جمع می‌کرد، دیدم
[ترجمه گوگل] من آن را دیدم وقتی که او آن را لمس کرد
...

واژه palm در جمله های نمونه

1. palm off
1- (به کسی) قالب کردن،چپاندن،انداختن

2. to palm a card
ورق بازی را در دست پنهان کردن

3. date palm
نخل خرما

4. cross one's palm
1- (در اصل - هنگام پرداخت مزد فالگیر) با سکه کف دست خود نشان صلیب کشیدن 2- رشوه دادن،سبیل کسی را چرب کردن

5. oil the palm (or hand) of
رشوه دادن،سبیل (کسی را) چرب کردن

6. yield the palm to
به شکست خود اعتراف کردن،به برتری دیگری اعتراف کردن

7. he tried to palm off his nag as a racehorse
او کوشید که یابوی خود را به عنوان اسب مسابقه قالب کند.

8. have an itching palm
(عامیانه) 1- شهوت پول داشتن 2- اهل رشوه بودن

9. to grease the palm (or hand) of
رشوه دادن،سبیل کسی را چرب کردن

10. hold out your hand, the palm upwards
در حالی که کف دستت رو به بالاست دستت را دراز کن.

11. bear (or carry off) the palm
برنده شدن یا بودن،جایزه را بردن

12. a glove with a soft leather palm
یک دستکش که کف آن از چرم نرم است

13. She looked at the coins in her palm.
...

مترادف palm

نخل (اسم)
palm , date
کامیابی (اسم)
good , speed , success , prosperity , glee , palm
نخل خرما (اسم)
palm
وجب (اسم)
span , palm
نشانه پیروزی (اسم)
palm
کف دست انسان (اسم)
palm
کف پای پستانداران (اسم)
palm
کف هر چیزی (اسم)
palm
با کف دست لمس کردن (فعل)
palm
کش رفتن (فعل)
filch , abstract , swipe , pilfer , snitch , cabbage , gloom , nip , prig , palm , snook , snip
رشوه دادن (فعل)
bribe , grease , tamper , palm

معنی عبارات مرتبط با palm به فارسی

(جانورشناسی) خرچنگ نخل (خرچنگ خاک زی و درشت اندام و استوایی به نام birgus latro که از نارگیل تغذیه می کند و بومی جزایر آسیای جنوب شرقی است)
برگ نخل
بخشی از دستگش که کف دست را می پوشاند
1- (به کسی) قالب کردن، چپاندن، انداختن، 2- گول زدن، اغفال کردن، 3- (به ویژه خود را) جا زدن
روغن نخل (روغن سرخ رنگ و نیمه آبگونه که از میوه ی چندین گونه نخل به دست می آید و در صابون سازی و شمع سازی به کار می رود)، روغن خرما
پیه خرما
رجوع شود به: jaggery
یکشنبه ی پیش از عید پاک
برنده شدن یا بودن، جایزه را بردن
درخت فوفل
(گیاه شناسی) درخت فوفل (areca catechu)، درخت فوفل
(گیاه شناسی) نخل کلمی (انواع نخلک ها و نخل های بادبزنی ـ cabbage tree هم می گویند)، فوفل امریکایی، نخل هندی
درخت نارگیل
cocoanut palm ...

معنی palm در دیکشنری تخصصی

palm
[صنایع غذایی] نخل ، خرما
[زمین شناسی] کف دست ، نخل ، نخل خرما در رایانه به نوعی رایانه کوچک همراه گفته می شود که به علت کوچکی آن در کف دست جا گرفتن آنpalm نامیده شده است. این رایانه ها همچون pda ها معمولاً به جای دیسک سخت از حافظه فلش استفاده می کنند.
[نساجی] لیف پوست درخت خرما یا نارگیل
[شیمی] روغن نخل
[نساجی] روغن نخل
[زمین شناسی] سامانه عامل پالم سامانه عاملی که برای pda ها طراحی شده است .
[کامپیوتر] نوعی کامپیوتر دستی رایج که شرکت Plam Computing (www.palm.com) آن را ساخته است ؛ مدلهای بعدی آن Palm III و Palm V , Palm VII است.تمام مدلهای نرم افزاری برای مدیریت ، اطلاعات مشخصی دارند و می توانند داده ها را به کامپیوترهای شخصی ارسال کرده یا دریافت نمایند. جدیدترین مدل این نوع کامپیوتر، دارای امکان دستیابی بدون سیم به اینترنت است.
[زمین شناسی] سامانه عامل پالم سامانه عاملی که برای pda ها طراحی شده است .

معنی کلمه palm به انگلیسی

palm
• inner surface of the hand; type of tree that grows in tropical areas
• hide in one's hand; steal, pilfer, filch; bribe, offer money in exchange for a service (slang)
• a palm or a palm tree is a type of tree. it has long leaves at the top and no branches.
• the palm of your hand is the flat surface which your fingers can bend towards.
palm branch
• branch of a palm tree, long palm frond, one of the four species used during the jewish holiday of sukkot
palm cat
• spotted or striped arboreal civet native of southeast asia and east indies
palm frond
• leaf from the palm tree; one of the four species used by jews in observance of the holiday of succot
palm oil
• oil from nuts of oil palm
palm pilot
• type of very popular hand-held computer (manufactured in the usa)
palm springs
• city in southwest california (usa)
palm sunday
• sunday before easter celebrated commemorating the triumphal entry of jesus christ into jerusalem
• palm sunday is the sunday before easter.
palm top
• mini-computer that fits in the palm of your hand; dome or leaf of a palm tree
palm top computer
• mini-computer that fits in the palm of your hand
palm tree
• tropical tree with a branchless trunk and large palmate leaves branching from the top of the tree
african oil palm
• palm tree which produces fruit from which oil is pressed (found in west africa and other tropical regions)
bear the palm ...

palm را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahsan
كف دست
یوسف نادری
اونجارو مثل کف دستم می‌شناسم.در زبان انگلیسی اگه بخوای این جمله رو بگی، اینجوری میشه:
I know that place like the back of my hand(این یک اصطلاح است)
معنی کلمه به کلمه‌ش میشه: اونجارو مثل پشت دستم می‌شناسم!(ولی منظور همون جمله قبلیه، اونجارو مثل کف دستم می‌شناسم، اونجارو خیلی خوب بلدم)
Dark Light
۱. کف دست
۲. درخت نخل

نخل انواع مختلفی داره :

Coconut Palm : نخل نارگیلی
Cherry Palm : نخل گیلاسی با نام علمی Pseudophoenix sargentii
Date Palm : نخل خرمایی
و بقیه موارد ...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی palm

کلمه : palm
املای فارسی : پالم
اشتباه تایپی : حشمئ
عکس palm : در گوگل

آیا معنی palm مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )