برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

Pesky

/ˈpeski/ /ˈpeski/

معنی: مزاحم، زحمت دهنده، ازار رسان
معانی دیگر: (عامیانه) مزاحم، ناخوشایند، آزارگر

بررسی کلمه Pesky

صفت ( adjective )
حالات: peskier, peskiest
مشتقات: peskily (adv.), peskiness (n.)
• : تعریف: (informal) pestering or annoying.
مشابه: bothersome, mischievous, tiresome

- A pesky mosquito was keeping me awake.
[ترجمه 🌠MM93🌠] یک پشه مزاحم مرا بیدار نگه داشت.
|
[ترجمه ترگمان] یه پشه روانی منو بیدار نگه داشت
[ترجمه گوگل] پشه مزاحم بیدار شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I wish he'd quit bothering me with his pesky questions.
[ترجمه ترگمان] ای کاش اون منو با پرسش‌های his کنار گذاشته بود
[ترجمه گوگل] من آرزو می کنم او را با سوالات مزاحم خود ترک کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Pesky در جمله های نمونه

1. a pesky dog
سگ آزار دهنده

2. Those pesky kids from next door have let down my car tyres again!
[ترجمه ترگمان]آن بچه‌های pesky که از در بغلی می‌آیند، باز هم لاستیک ماشینم را پایین گذاشته‌اند!
[ترجمه گوگل]این بچه های مزاحم از در کنار درب لاستیک اتومبیل من را دوباره رها کرده اند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Now I come to think about it, that pesky Lad was dancing about somewhere outside.
[ترجمه ترگمان]حالا که به این موضوع فکر می‌کنم، آن پسرک پادو بیرون از بیرون در حال رقص بود
[ترجمه گوگل]در حال حاضر من می آیم تا در مورد آن فکر کنم، لادن مزاحم در مورد جایی در خارج از رقص بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Our culture also cautions women not to raise pesky issues of parenting lest they frighten men off-men being notoriously reluctant fathers.
[ترجمه ترگمان]فرهنگ ما همچنین به زنان هشدار می‌دهد که مزاحم مسائل pesky شوند، تا مبادا مردان را بترسانند - مردانی که به عنوان پدران بسیار بی‌میل در نظر گرفته می‌شوند
[ترجمه گوگل]فرهنگ ما همچنین زنان را قانع نمیکند تا مسائل مزاحم والدین را به خطر بیاندازند تا آنها را از مردان بیخوابی که پدران ناخوشایند هستند تهذیب کنند
[ترجمه شما] ترج ...

مترادف Pesky

مزاحم (صفت)
troublesome , annoying , pesky , obtrusive , bothersome , molesting , tiresome , troublous , importunate , hindering , worrisome
زحمت دهنده (صفت)
pesky
ازار رسان (صفت)
pesky , plaguy

معنی کلمه Pesky به انگلیسی

pesky
• (slang) troublesome, bothersome; irksome, tiresome; annoying, irritating

Pesky را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pesky

کلمه : pesky
املای فارسی : پسکی
اشتباه تایپی : حثسنغ
عکس pesky : در گوگل

آیا معنی Pesky مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )