برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1730 100 1
شبکه مترجمین ایران

Pamper

/ˈpæmpər/ /ˈpæmpə/

معنی: بناز پروردن، متنعم کردن
معانی دیگر: لوس کردن، ننر کردن، ناز نازی بار آوردن، ناز پرورده کردن، برآورده کردن، اقناع کردن، سیراندن، (در اصل) به حد اشباع خوراندن یا اقناع کردن، (از چیزی) زده کردن

بررسی کلمه Pamper

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: pampers, pampering, pampered
مشتقات: pamperer (n.)
• : تعریف: to treat or please with an uncommon or excessive amount of care, attention, or indulgence; coddle.
مترادف: baby, coddle, indulge
متضاد: chasten, neglect
مشابه: cater, cosset, dote, favor, mollycoddle, overindulge, overprotect, please, spoil

- She loves to pamper her dog with special treats.
[ترجمه گلی افجه ] او دوست دارد با رفتار خاص سگش را لوس کند
|
[ترجمه ترگمان] اون دوست داره سگش رو با غذاهای مخصوص pamper تر کنه
[ترجمه گوگل] او دوست دارد که سگ خود را با رفتارهای ویژه ترغیب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- If you continue to pamper that child, he'll grow up spoiled and lazy.
[ترجمه گلی افجه ] اگر به لوس کردن ان بچه ادامه دهی تنبل و بدرد نخور بار می اید|
...

واژه Pamper در جمله های نمونه

1. being a travelling salesman has allowed him to pamper his wanderlust
فروشنده‌ی سیار بودن به او اجازه داده است که سفر دوستی خود را اقناع کند.

2. Pamper yourself with our new range of beauty treatments.
[ترجمه ترگمان]خودتان را با دامنه جدید درمان زیبایی مجهز کنید
[ترجمه گوگل]خود را با طیف جدید درمان های زیبایی ترسیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Pamper yourself with our luxury gifts.
[ترجمه گلی افجه ] با هدایای تجملی ما نازپرورده شوید
|
[ترجمه ترگمان]خودتان را با هدایای تجملی خود مقایسه کنید
[ترجمه گوگل]هدایای لوکس خود را با خود تلنگر بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Pamper yourself with a stay in one of our luxury hotels.
[ترجمه گلی افجه ] با اقامت در یکی از هتل های لوکس ما خود را ناز پرورده کنید
...

مترادف Pamper

بناز پروردن (فعل)
pet , pamper
متنعم کردن (فعل)
pamper

معنی کلمه Pamper به انگلیسی

pamper
• disposable diaper, diaper that is designed for a single use
• spoil, indulge someone's desires, coddle, treat with extreme kindness
• if you pamper someone, you treat them too kindly and do too much for them.

Pamper را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رسول
لوس کردن
Helia
تحویل گرفتن
امیر
حال دادن- لوس کردن
Shirinbahari
لوس کردن. توجه زیاد به کسی کردن
بهار ابراهیمی
لوس کردن کسی
به عبارتی بیش از اندازه مهربون بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pamper

کلمه : pamper
املای فارسی : پمپر
اشتباه تایپی : حشئحثق
عکس pamper : در گوگل

آیا معنی Pamper مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )