overburden

/ˌoʊvəˈbɜːdən//ˌəʊvəˈbɜːdən/

معنی: بارگران، گران بار شدن، بیش از حد بار کردن
معانی دیگر: (بیش از حد) زیر بار یا فشار قرار دادن، زیاده بر دوش کسی بار گذاشتن، گرانبار کردن، بار سنگین، سربار

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: overburdens, overburdening, overburdened
• : تعریف: to place an excessive burden, responsibility, or work load upon.
مشابه: overcharge, overweight, overwhelm, tax
اسم ( noun )
مشتقات: overburdened (adj.)
• : تعریف: soil or rock that overlies either bedrock or a deposit of coal or other useful material.

جمله های نمونه

1. At times, without ill intent, we overburden ourselves.
[ترجمه mohammadali] بعضی وقت ها، بدون اینکه قصد بدی داشته باشیم، خودمان را تحت فشار قرار می دهیم.
|
[ترجمه ترگمان]گاه، بی آن که قصد خود را نشان دهم، خود را فریب می دهیم
[ترجمه گوگل]گاه بدون غرور، خودمان را غرق می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Finally, I think the tests will simply overburden an already hard-pressed system, and prove unworkable.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، من فکر می کنم که این تست ها به سادگی یک سیستم سخت تحت فشار را به بار می آورند و unworkable را ثابت می کنند
[ترجمه گوگل]در نهایت، من فکر می کنم که تست ها به سادگی یک سیستم فشرده شده در حال حاضر را سخت می کند و اثبات می کند غیر قابل اجرا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Resist the temptation to overburden your notes with too much information.
[ترجمه ترگمان]در برابر وسوسه سربار کردن notes با اطلاعات بسیار زیاد مقاومت کنید
[ترجمه گوگل]مقاومت در برابر وسوسه انگیز کردن یادداشت های خود را با اطلاعات بیش از حد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The overburden reduces the moisture content of the peat.
[ترجمه ترگمان]مقادیر سربار مقدار رطوبت of را کاهش می دهد
[ترجمه گوگل]رطوبت باعث کاهش رطوبت ذغال سنگ می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Compaction of the sediments under very high overburden pressure has caused appreciable porosity reduction.
[ترجمه ترگمان]کاهش رسوبات تحت فشار مقادیر بسیار بالا باعث کاهش تخلخل قابل توجهی شده است
[ترجمه گوگل]تراکم رسوبات تحت فشار بسیار زیاد، باعث کاهش قابل توجه تخلخل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The overburden pressure is calculated accurately and normal trend line equations are determined during the prediction.
[ترجمه ترگمان]فشار بار به صورت دقیق محاسبه می شود و معادلات حالت جریان نرمال در طول پیش بینی تعیین می شوند
[ترجمه گوگل]فشار بیش از حد محاسبه دقیق محاسبه شده و معادلات خط روند طبیعی در طی پیش بینی تعیین می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Microbial oxidation of ores, tailings, and overburden contribute s to ARD.
[ترجمه ترگمان]اکسیداسیون Microbial سنگ معدن، tailings، و مقادیر سربار به ARD ها کمک می کند
[ترجمه گوگل]اکسیداسیون میکروبی از سنگ معدن، tailings، و بار بیش از حد به ARD کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. What can be done if the overburden is hard rock?
[ترجمه ترگمان]اگر سربار سنگین باشد، چه کاری می تواند انجام شود؟
[ترجمه گوگل]چه کار می توان انجام داد اگر سنگین سنگین است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Soil survey should be adopted in such soil overburden areas.
[ترجمه ترگمان]بررسی خاک باید در چنین سطوح سربار خاک مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]نظرسنجی خاک باید در چنین مناطق روانکاری خاک انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The overburden strata movement is a complicated time and space process.
[ترجمه ترگمان]لایه های سربار، زمان و فرآیند پیچیده ای هستند
[ترجمه گوگل]جنبش شیب باران یک فرآیند زمان و فضای پیچیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. For every tonne of kaolin there are 6 tonnes of sand, 1 tonne of secondary mica and 1 tonne of overburden.
[ترجمه ترگمان]برای هر تن of، ۶ تن ماسه، ۱ تن میکا و ۱ تن بار سطحی وجود دارد
[ترجمه گوگل]برای هر تن از کائولن 6 تن شن و ماسه، 1 تن میکا ثانویه و 1 تن سنگ شکن وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Uplift of this magnitude could have occurred during Hercynian times with the stripping of considerable amounts of Carboniferous overburden.
[ترجمه ترگمان]Uplift این بزرگی می تواند در طول زمان Hercynian با کاهش مقادیر قابل توجهی از مقادیر بار Carboniferous رخ دهد
[ترجمه گوگل]بلند شدن این قدر می تواند در طول دوره های Hercynian با سایش مقدار قابل توجهی از سنگ های کربنیفر رخ داده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. But on the other hand, it turns out to overburden the food supply of the world.
[ترجمه ترگمان]اما از سوی دیگر، برای بار کردن تامین مواد غذایی جهان رو به پایین می رود
[ترجمه گوگل]اما از سوی دیگر، به نظر می رسد که عرضه مواد غذایی جهان را بیش از حد تحمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These mechanics parameters were the base of dynamic simulation of mining overburden.
[ترجمه ترگمان]این پارامترهای مکانیکی پایه و اساس شبیه سازی دینامیکی مقادیر سربار معدنی بودند
[ترجمه گوگل]این پارامترهای مکانیک پایه شبیه سازی پویا از معدن بیش از حد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بارگران (اسم)
overburden

گران بار شدن (فعل)
overburden

بیش از حد بار کردن (فعل)
overburden

تخصصی

[عمران و معماری] لایه سربار - مواد رویی - مصالح رویی - روبار
[زمین شناسی] روباره ،لایه سربار، مواد پوشان، مواد سطحی، روبار - - برداشت خاک بالا یا پایین در فرایند باز کردن یا گسترده ساختن یک quarry یا معدن . - لایه هایی از خاک و سنگ که رگه زغال سنگ را می پوشاند . لایه های پوشاننده قبل از معدنکاری سطحی برداشته می شوند . - در زمین شناسی اقتصادی، روباره، مواد سنگی نابارور و عقیمی (فاقد کانی یا کانه های ارزشمند) که در قالب موادی سست یا متراکم به روی یک نهشته معدنی قرار گرفته اند و پیش از استخراج و جهت رسیدن به ماده معدنی، باید آنها را حذف کرد. - مترادف: top در کانسار؛ baring. Caprock در زمین شناسی اقتصادی و capping نیز مترادفهای واژه مزبورند که البته معمولاً برای روباره های متراکم به کار می روند. - در رسوب شناسی، الف) بخش فوقانی یک نهشته رسوبی که باعث فشرده شدن و تراکم مواد تحتانی آن می شوند. ب) مواد سست و نامتراکمی چون خاک، سیلت، ماسه و قلوه سنگ های نامتراکم که بر روی سنگ بستر، قرار گرفته اند. چنین موادی می توانند از مکانهای دیگر به محل مورد نظر منتقل شده و یا در همان مکان، به وجود آمده باشند، رگولیت.
[معدن] روباره (نگهداری)
[خاک شناسی] رونهشته - بالاسری
[آب و خاک] روباره، بار اضافه، سر باره

به انگلیسی

• burden excessively with weight or worry

پیشنهاد کاربران

فشار طبقات بالایی
تحت فشار قرار دادن
بار گسترده
overburden ( باستان‏شناسی )
واژه مصوب: روباره 2
تعریف: خاک یا شنی که روی لایه های باستانی را پوشانده است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما