our

/ˈaʊər//ˈaʊə/

معنی: ما، مان، برای ما، مال ما، مال خودمان، متعلق بما، موجود درما، متکی یا مربوط بما
معانی دیگر: ازآن ما، - ما، - مان
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, relating to, or belonging to the speakers (possessive form of we).

- our house
[ترجمه رومی] منزل ما
|
[ترجمه Ffffffff] مختص ما
|
[ترجمه amir] خانه ی متعلق به ما
|
[ترجمه Sara] خانه ما
|
[ترجمه ترگمان] خانه ما!
[ترجمه گوگل] خانه ما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- our favorite restaurant
[ترجمه $] خانه مال ما
|
[ترجمه ترگمان] رستوران مورد علاقه ما
[ترجمه گوگل] رستوران مورد علاقه ما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. our (defensive) line is holding
خط دفاعی ما پایداری می کند.

2. our airborne and seaborne forces
نیروهای دریابرد و هوابرد ما

3. our ambassador received a cold welcome
سفیر ما با پذیرایی سردی روبرو شد.

4. our apples are good but theirs are better
سیب های ما خوب هستند ولی مال آنها بهترند.

5. our apples are packaged in plastic bags
سیب های ما در کیسه های پلاستیکی بسته بندی می شوند.

6. our arabic teacher was very crotchety
معلم عربی ما بسیار بد عنق بود.

7. our army takes soft boys and turns them into tough soldiers
ارتش ما جوانان کم استقامت را می گیرد و تبدیل به سربازان پرطاقت می کند.

8. our army took another swath of the enemy's territory
ارتش ما یک نواره دیگر از سرزمین دشمن را گرفت.

9. our arrival coincided with her departure
ورود ما با عزیمت او همزمان بود.

10. our baby has a cough and a fever
بچه ی ما سرفه می کند و تب دارد.

11. our basement was completely inundated
زیرزمین ما پر از آب شده بود.

12. our basement was full of junk
زیرزمین ما پر از خرت و پرت بود.

13. our boat touched two ports
کشتی ما در دو بندر توقف کوتاه کرد.

14. our boat was homebound
کشتی ما عازم کشورمان بود.

15. our boat was wallowing in the waves
قایق ما در میان امواج به چپ و راست خم می شد.

16. our bombers returned to their base without scathe
بمب افکن های ما بدون تحمل صدمه به پایگاه خود باز گشتند.

17. our borders are not negotiable
مرزهای ما قابل بحث نیستند.

18. our boss is not a person to be trifled with
رییس ما کسی نیست که بشود او را به شوخی گرفت.

19. our business deals with japan
معاملات بازرگانی ما با ژاپن

20. our business is on a sound footing
کسب و کار ما برپایه ی مستحکمی استوار است.

21. our business ties with your company
روابط بازرگانی ما با شرکت شما

22. our calligraphy teacher was a museum piece
معلم خط ما مال عهد بوق بود.

23. our canary's warble
آواز قناری ما

24. our cannons pounded the enemy's positions
توپ های ما مواضع دشمن را کوبیدند.

25. our car broke down in turkey and we were marooned for one week in a little town
در ترکیه ماشین ما خراب شد و یک هفته در یک شهر کوچک سرگردان شدیم.

26. our cash reserves are dwindling fast
اندوخته ی نقدی ما در حال نقصان است.

27. our casualties were heavy
تلفات ما سنگین بود.

28. our cat is a she
گربه ی ما ماده است.

29. our cat is always sharpening its claws on the carpet
گربه ی ما همیشه سر پنجه های خود را روی فرش تیز می کند.

30. our cat was pregnant and she gave birth yesterday
گربه ی ما آبستن بود و دیروز زایید.

31. our central office is in new york
اداره ی مرکزی ما در نیویورک است.

32. our champion broke the world record
قهرمان ما رکورد (فرداد) جهانی را شکست .

33. our chances of success are slim
احتمال موفقیت ما کم است.

34. our children and ourselves will be glad to see you
فرزندان و خودمان از دیدن شما خوشنود خواهیم شد.

35. our children turned in earlier
بچه های ما زودتر به رختخواب رفتند.

36. our children were left with my mother
بچه هایمان را نزد مادرم گذاشته بودیم.

37. our city's museum has several thousand exhibits
موزه ی شهر ما دارای چندین هزار نمایه (اثر نمایشی) است.

38. our claims about them are in need of empirical probation
ادعاهای ما درباره ی آنها نیاز به پژوهش عملی دارد.

39. our class did not have windows
کلاس درس ما پنجره نداشت.

40. our clothes were wetted by rain
باران لباس هایمان را خیس کرد.

41. our club co-opted five other members
انجمن ما پنج نفر دیگر را به عضویت پذیرفت.

42. our college's accreditation was issued in 1993
امتیاز تاسیس مدرسه عالی ما در سال 1993 صادر شد.

43. our commander spurned the enemy's offer of unconditional surrender
فرمانده ما پیشنهاد دشمن مبنی بر تسلیم بدون قید و شرط را با تحقیر رد کرد.

44. our common interests
علایق مشترک ما

45. our company has marketed a number of new products
شرکت ما چند کالای جدید به بازار عرضه کرده است.

46. our company is in the forefront of space technology
شرکت ما از نظر فنون فضایی در صدر قرار دارد.

47. our company is not willing to take another gamble
شرکت ما دیگر حاضر نیست سرمایه ی خود را به مخاطره بیاندازد.

48. our company's first foray into the wool market
اولین یورش شرکت ما در بازار پشم

49. our company's paper losses
زیان های شرکت ما طبق دفاتر

50. our complaints were in vain
شکوه های ما بی ثمر بودند.

51. our concern is not to pass on the merits of this project
کار ما این نیست که در مورد فواید این طرح نظر بدهیم.

52. our cook got angry and left
آشپز ما قهر کرد و رفت.

53. our counter-attack evicted the enemy from the town
حمله ی متقابل (پاتک) ما دشمن را از شهر بیرون راند.

54. our country has warded off many enemies
کشور ما دشمنان فراوانی را دفع کرده است.

55. our country's future is bright
آینده ی کشور ما درخشان است.

56. our cultural heritage
میراث فرهنگی ما

57. our customers topped five thousand
مشتریان ما از پنج هزار بیشتر شدند.

58. our debt to the future generations
دین ما به نسل های آینده

59. our debts total a million dollars
بدهی های ما به یک میلیون دلار می رسد.

60. our decision not to buy your painting is no reflection on the quality of your work
تصمیم ما راجع به نخریدن نقاشی شما ربطی به کیفیت کار شما ندارد.

61. our defensive line checked the enemy's advance
خط پدافندی ما پیشرفت دشمن را متوقف کرد.

62. our defensive lines are porous
خطوط دفاعی ما نفوذپذیر است.

63. our defensive lines could not be breached
خطوط دفاعی ما نفوذناپذیر بود.

64. our democracy rests on the bedrock of justice
دموکراسی ما بر عدالت استوار است.

65. our dilemma was whether to lower prices or to accept fewer sales
معضل ما این بود که اگر قیمت ها را کم نمی کردیم فروش ما کم می شد.

66. our discord may be a preface to the enemy's victory
همدل نبودن ما ممکن است پیش درآمد پیروزی دشمن باشد.

67. our dog buried all the bones
سگ ما همه ی استخوان ها را چال کرد.

68. our dog ran away
سگ ما فرار کرد.

69. our double-barreled desire is to buy products that are inexpensive and good
خواست دوگانه ی ما آن است که محصولات ارزان و خوب بخریم.

70. our dreams of peace were smashed for ever
خواب و خیال های ما در مورد صلح برای همیشه تباه شد.

مترادف ها

ما (ضمير)
our, we, us

مان (ضمير)
our

برای ما (ضمير)
our

مال ما (ضمير)
our, ours, ourselves

مال خودمان (ضمير)
our, ours

متعلق بما (ضمير)
our

موجود درما (ضمير)
our

متکی یا مربوط بما (ضمير)
our

به انگلیسی

• belonging to us

پیشنهاد کاربران

مان - ما - ان
مال ما، مال من
مثل اینکه بستگی به جمله داره
همینطور کهzohaجون گفت بستگی به جمله داره مثلاً در جملهwhat's our favorite color معنی دنگ مورد علاقه ی ما چیه. Ourمعنی مال ما ، مالکیت ما میده.
فونتیک صحیح = /aʊə $ aʊr/
چرا جای Weمیگیم Our؟؟؟
چون our نشانه مالکیته

یعنی این ماشینه ما هست ماله ما است

ـ
هوالعلیم

Our :مالکیت شخصی را میرساند
مثال: Our house : منزلِ شخصیِِ ما. . . .
?Do you think we need our umbrellas
میشه بگید معنی این چیه
با تشکر
خانه ای که مال ما هس یا خانه ی ما
Our یعنی ما
در این جمله مثلا
Our school
یعنی مدرسه ی ما
اگه موافقین لایک کنید
صفت our به معنای - ما، - مان
معادل فارسی صفت our - ما، - مان است. این صفت از لحاظ صرفی، ضمیر اول شخص جمع بوده و از لحاظ دستوری یک صفت ملکی محسوب می شود. از این صفت برای نشان دادن مالکیت و یا ارتباط استفاده می شود. مثال:
. our plans have changed ( نقشه های [برنامه های] ما تغییر کرده است. )
we bought our house several years ago ( ما خانه مان را چندین سال پیش خریدیم. )

منبع: سایت بیاموز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما