برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1465 100 1

overlap

/ˌoʊvəˈlæp/ /ˌəʊvəˈlæp/

معنی: رویهم افت، روی هم افتادن، رویهم افتادن، اصطکاک داشتن، اشتراک داشتن
معانی دیگر: (لبه ی دو چیز) روی هم قرار گرفتن، هم سوار کردن یا شدن، هم پوش کردن یا شدن، (زمان یا قلمرو و غیره) تداخل کردن، همزمان بودن، هم پوشی، هم سواری، روی هم قرارگیری (لبه ی دو چیز)، تداخل، همزمانی، رویهم افتادن دولبه چیزی

بررسی کلمه overlap

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: overlaps, overlapping, overlapped
(1) تعریف: to cover or extend over part of.
مشابه: lap

- The shingles on the roof overlap each other.
[ترجمه ترگمان] The روی سقف با هم تداخل پیدا می‌کنند
[ترجمه گوگل] لبه های روی پشت بام یکدیگر را هموار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to coincide partially with; have something in common with.

- We shouldn't schedule the projects so that they overlap each other.
[ترجمه علی جادری] ما باید پروژه ها را طوری برنامه ریزی کنیم تا با همدیگر تداخل نداشته باشند .|
[ترجمه ترگمان] ما نباید پروژه‌ها را برنامه‌ریزی کنیم تا یکدیگر با هم همپوشانی داشته باشند
[ترجمه گوگل] ما نباید پروژه ها را برنامه ریزی کنیم تا آنها یکدیگر را همپوشانی کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه overlap در جمله های نمونه

1. the tiles on the roof overlap one another
سفال‌های بام روی هم قرار می‌گیرند.

2. the edges of the two carpets overlap
لبه‌های دو قالی روی هم می‌افتند.

3. The fence is made of panels which overlap .
[ترجمه ترگمان]حصار از panels تشکیل شده‌است که با هم همپوشانی دارند
[ترجمه گوگل]حصار از پانل هایی است که همپوشانی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The tiles on the roof overlap one another.
[ترجمه ترگمان]کاشی‌های سقف هم با هم تداخل پیدا می‌کنند
[ترجمه گوگل]کاشی های روی سقف یکدیگر را هموار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The two categories overlap to some extent.
[ترجمه ترگمان]این دو مقوله تا حدودی با هم همپوشانی دارند
[ترجمه گوگل]دو دسته تا حدی همپوشانی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The upper layer of felt should overlap the lower.
[ترجمه ترگمان]لایه با ...

مترادف overlap

رویهم افت (اسم)
overlap
روی هم افتادن (فعل)
overlap
رویهم افتادن (فعل)
overlap
اصطکاک داشتن (فعل)
overlap
اشتراک داشتن (فعل)
participate , overlap , take part

معنی overlap در دیکشنری تخصصی

overlap
[شیمی] همپوشانی
[سینما] شکل دیگری از برش تدریجی - تکنیک تداخل
[عمران و معماری] پوشش - رویهم افتادگی - مجاورت - همپوشانی
[کامپیوتر] اشتراک داشت ، روی هم افتادن .
[برق و الکترونیک] هم پوشی
[صنایع غذایی] همپوشی درز : انطباق کامل لبه سر و لبه بدنه قوطی های فلزی کنسرو پس از پرس کردن یا گذراندن مرحله دوم درزبندی
[فوتبال] اورلوپ
[نساجی] اورلپ ( وضعیتی در تریکوبافی) - هم پوشانی - تداخل رنگها در چاپ
[ریاضیات] تداخل کردن
[پلیمر] همپوشانی
[آمار] متداخل
[سینما] روی هم انداختن - تداخل - انداختن - لغزاندن
[زمین شناسی] پوشش طولی ، هم پوشانی محدوده ای که از نظر فضایی بین دو مجموعه یا پلی گون مشترک است .
[سینما] تطابق و روی هم انداختن نماها - تداخل نماها
[برق و الکترونیک] جمع ، روی هم انداختن
[برق و الکترونیک] زاویه هم پوشی
[آمار] طرح متداخل
[نفت] گسل روراندگی
[زمین شناسی] گسل همپوشانی (الف) ، گسل معکوس (thrustfault) یا روراندگی (ب) ساختار گسلی که چینه های جابجا شده توسط آن بر روی یکدیگر قرار گرفته اند.
...

معنی کلمه overlap به انگلیسی

overlap
• something that is superimposed
• extend over, cover a part of; have something in common
• if one thing overlaps another or if two things overlap, one part of one thing covers a part of the other thing.
• if two ideas or activities overlap, they involve some of the same subjects, people, or periods of time. verb here but can also be used as an uncount or a count noun. e.g. there is no overlap between our material and that of lipset.

overlap را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
همپوشانی داشتن، همپوشانی کردن
ebi
برهم افتادگی
محمد امین عظیم زادگان
هم ارزی (هم ارزشی دو یا چند چیز)
علی افراسیابی
مقارن شدن ، هم پوشانی
Zeynab
مشترک شدن
محدثه فرومدی
هم‌پوشان بودن
سوگل
همپوشانی
۱) برهم‌نهادن؛ ۲) برهم نشستن؛ ۳) برهم‌نهاد؛ برهم‌نشست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی overlap
کلمه : overlap
املای فارسی : اورلپ
اشتباه تایپی : خرثقمشح
عکس overlap : در گوگل

آیا معنی overlap مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران