[ترجمه ابوالقاسم امینی] یک باند مسلح، محله را سخت به وحشت انداخت.
|
[ترجمه گوگل]یک گروه تبهکار محله را به وحشت انداختند [ترجمه ترگمان]یه گروه جنایی در همسایگی رو تهدید کردن [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. Plans to build a new nightclub in the neighbourhood have enraged local residents.
[ترجمه 00] رح هایی برای ساخت یک کلوب شبانه جدید در محله، ساکنان محلی را خشمگین کرده است
|
[ترجمه گوگل]طرح های ساخت یک کلوپ شبانه جدید در این محله خشم ساکنان محلی را برانگیخته است [ترجمه ترگمان]طرح هایی برای ساخت یک کلوب شبانه جدید در همسایگی، ساکنان محلی را عصبانی کرده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. The character of the neighbourhood hasn't changed at all.
[ترجمه گوگل]شخصیت محله اصلاً تغییر نکرده است [ترجمه ترگمان]شخصیت همسایگی اصلا تغییر نکرده [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. He shouted so loudly that the whole neighbourhood could hear him.
[ترجمه گوگل]آنقدر فریاد زد که همه محله صدایش را می شنیدند [ترجمه ترگمان]چنان فریاد کشید که تمام همسایه ها صدای او را شنیدند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. My neighbourhood has really been built up.
[ترجمه گوگل]محله من واقعاً ساخته شده است [ترجمه ترگمان]همسایگی من واقعا ساخته شده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Her parents fear that, living in this neighbourhood, she might stray into the wrong company.
[ترجمه گوگل]پدر و مادرش از این می ترسند که با زندگی در این محله، او ممکن است وارد شرکت اشتباهی شود [ترجمه ترگمان]والدینش از آن می ترسند که اگر در این حوالی زندگی کنند ممکن است در یک شرکت اشتباه راه بیفتد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. We grew up in the same neighbourhood.
[ترجمه نیکی] ما در یک محله بزرگ شدیم
|
[ترجمه گوگل]ما در یک محله بزرگ شدیم [ترجمه ترگمان]در همان حوالی بزرگ شدیم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. He was taking potshots at neighbourhood cats.
[ترجمه نیکی] اون داشت از گربه های همسایه عکس میگرفت
|
[ترجمه گوگل]داشت از گربه های محله عکس می گرفت [ترجمه ترگمان]اون رفته بود به گربه های همسایه دست بزنه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Each neighbourhood in New York has its own characteristics.
[ترجمه گوگل]هر محله در نیویورک ویژگی های خاص خود را دارد [ترجمه ترگمان]هر محله ای در نیویورک دارای ویژگی های خاص خودش است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The population of this city is in the neighbourhood of three million.
[ترجمه گوگل]جمعیت این شهر حدود سه میلیون نفر است [ترجمه ترگمان]جمعیت این شهر در حدود سه میلیون نفر است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. The story being whispered about the neighbourhood.
[ترجمه گوگل]داستان در مورد محله زمزمه می شود [ترجمه ترگمان]داستانی که در آن حوالی پچ پچ می کردند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. The neighbourhood was badly damaged by enemy bombing.
[ترجمه گوگل]محله در اثر بمباران دشمن به شدت آسیب دید [ترجمه ترگمان]منطقه به شدت از بمباران دشمن آسیب دید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Can you hear someone calling in the neighbourhood?
[ترجمه گوگل]آیا می شنوید که کسی در محله زنگ می زند؟ [ترجمه ترگمان]صدای کسی را می شنوی که در همسایگی ماست؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. It seemed like a good neighbourhood to raise my children.
[ترجمه گوگل]برای بزرگ کردن فرزندانم محله خوبی به نظر می رسید [ترجمه ترگمان]به نظر میومد که همسایه خوبی برای بزرگ کردن بچه هام باشه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. He's a familiar figure in the neighbourhood.
[ترجمه گوگل]او یک چهره آشنا در محله است [ترجمه ترگمان]در همسایگی او یک شخص آشنا است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
مترادف ها
همسایگی (اسم)
vicinity, neighborhood, soda water, vicinage, neighbourhood
انگلیسی به انگلیسی
• group of houses which make up a distinct region; local area, surroundings (also neighborhood) a neighbourhood is a part of a town where people live. if something is in the neighbourhood of a place, it is near to it.
پیشنهاد کاربران
واحدهای همسایگی از این واژه در برنامه ریزی شهری به عنوان واحدهای همسایگی استفاده می شود.