برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1470 100 1

notion

/ˈnoʊʃn̩/ /ˈnəʊʃn̩/

معنی: اندیشه، خیال، عقیده، ادراک، مفهوم، فکر، تصور، خاطر، خاطره، نظریه، پندار
معانی دیگر: تصویر مغزی، عقیده ی کلی، انگاشت، اندیشه ی مبهم، وهم، هوس، نظر، باور، اعتقاد، برداشت، منظور، نقشه، چشم دید، مقصود، قصد، نیت، فکری

بررسی کلمه notion

اسم ( noun )
(1) تعریف: an idea, opinion, or view.
مترادف: idea, thought, view
مشابه: abstraction, assumption, belief, concept, conviction, impression, opinion

- The notion that the earth moved around the sun was unacceptable to church leaders of the time.
[ترجمه نگار قدیریان] این تصور که زمین اطراف خورشید حرکت می کند، برای رهبران کلیسا قابل قبول نبود.
|
[ترجمه ترگمان] این تصور که زمین اطراف خورشید حرکت می‌کند برای رهبران کلیسا قابل‌قبول نیست
[ترجمه گوگل] این مفهوم که زمین در اطراف خورشید حرکت کرد، برای رهبران کلیسا زمان قابل قبول نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a general or ill-formed idea.
مترادف: concept, idea
مشابه: abstraction

- I have some notions about teaching that I'd like to develop and put into practice.
[ترجمه Ashkan] من ایده هایی راجع به آموزش دارم که مایلم آن ها را بسط داده و به اجرا در بیاورم.
...

واژه notion در جمله های نمونه

1. preconceived notion
تصور پیش‌پنداشت

2. the old notion that the sun rotates around the earth
آن عقیده‌ی قدیمی مبنی براینکه خورشید دور زمین می‌گردد

3. she took the notion of swimming in that stormy sea
او به سرش زد که در آن دریای طوفانی شنا کند.

4. i have no adequate notion of what the fifth dimension means
من تصور کافی درباره‌ی مفهوم بعد پنجم ندارم.

5. she had the sudden notion to invite all her relatives
ناگهان هوس کرد که همه‌ی خویشاوندان خود را دعوت کند.

6. I have long since abandoned the notion that higher education is essential to either success or happiness. Hot houses of learning do not always grow anything edible.
[ترجمه ترگمان]من مدت‌ها است که این اندیشه را رها کرده‌ام که آموزش عالی برای موفقیت یا سعادت ضروری است خانه‌های گرم یادگیری همیشه هر چیز خوردنی را پرورش نمی‌دهند
[ترجمه گوگل]من مدتها از این مفهوم که آموزش عالی برای موفقیت یا شادی ضروری است، رها شده ام خانه های گرم یادگیری همیشه چیزی خوراکی را رشد نمی دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She was prepossessed with the notion of her own superiority.
[ترجمه ترگمان]به فکر برتری خود بود
[ترجمه گوگل]او با مفهوم برتری خود ازدواج کر ...

مترادف notion

اندیشه (اسم)
deliberation , opinion , reflection , thought , anxiety , worry , idea , solicitude , notion , device , meditation , plan , reflexion , mentality
خیال (اسم)
illusion , fiction , impression , vision , apparition , deliberation , intention , guess , thought , design , fancy , idea , notion , imagination , phantom , ghost , mind , meditation , plan , whim , whim-wham , reverie , cogitation , hallucination , figment , dream , simulacrum , spectrum , fantom , speculation , phantasma , wraith
عقیده (اسم)
impression , say , view , judgment , opinion , viewpoint , faith , belief , thought , notion , conception , estimation , review , credo , conviction , tenet , creed
ادراک (اسم)
understanding , impression , notion , perception , realization , conception , uptake , scent , cognition , headpiece , savvy , cognizance , conceptualization , hindsight , mother wit , sentience
مفهوم (اسم)
hang , substance , meaning , sense , significance , implication , signification , effect , intention , purport , notion , concept , contents , tenor , raison d'etre
فکر (اسم)
opinion , intent , intention , thought , idea , notion , concept , speculation
تصور (اسم)
supposition , vision , if , supposal , fancy , idea , notion , imagination , visualization , image , picture , conception , conceptualization
خاطر (اسم)
impression , thought , remembrance , idea , notion , mind , mood , humor , memory , recollection
خاطره (اسم)
impression , thought , reminiscence , idea , memoir , notion , memory , recollection
نظریه (اسم)
view , opinion , viewpoint , notion , point of view , recommendation , outlook , look-out , theory
پندار (اسم)
supposition , opinion , thought , notion

معنی عبارات مرتبط با notion به فارسی

حرکت قهقرایی یاوارونه

معنی notion در دیکشنری تخصصی

notion
[ریاضیات] مفهوم
[ریاضیات] تعریف مفهوم
[ریاضیات] مفهوم اولیه

معنی کلمه notion به انگلیسی

notion
• concept; opinion; idea, urge
• a notion is a belief or idea.
preconceived notion
• advance idea, preliminary feeling

notion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرش
انگاره
حسین
فرضیه
نگار
در امریکا به معنای لوازم خیاطی نیز استفاده می‌شود.
سلیمانی
تصور، معنا، مفهوم
مصطفی
پنداره. نباید پنداره را با مفهوم concept اشتباه گرفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی notion
کلمه : notion
املای فارسی : نتین
اشتباه تایپی : دخفهخد
عکس notion : در گوگل

آیا معنی notion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران