برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1411 100 1

nosh

/nɒʃ/ /nɒʃ/

(خودمانی) خوراک سبک خوردن

بررسی کلمه nosh

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a snack, esp. a forbidden tidbit eaten secretly.
مشابه: bite

- She'd hidden a piece of cake for a late night nosh.
[ترجمه ترگمان] برای خوردن شام یک تکه کیک را پنهان کرده بود
[ترجمه گوگل] او یک تکه کیک را برای شب اواخر شب پنهان کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: noshes, noshing, noshed
مشتقات: nosher (n.)
• : تعریف: (informal) to eat a snack.

- I didn't have lunch; I just noshed a bit.
[ترجمه ترگمان] من ناهار نخوردم، فقط یه کم زیاده‌روی کردم
[ترجمه گوگل] من ناهار نداشتم من فقط کمی پف کرده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He's always noshing on chips at his desk.
[ترجمه ترگمان] همیشه توی میزش چیپس می‌خورد
[ترجمه گوگل] او همیشه در چیپهای خود در میز خود غوطهور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه nosh در جمله های نمونه

1. They serve good nosh in the cafeteria.
[ترجمه ترگمان] اونا برای خوردن شام خوب تو کافه‌تریا خدمت میکنن
[ترجمه گوگل]آنها در آشپزخانه خوب خدمت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There was lots of nosh at the party.
[ترجمه ترگمان]تو مهمونی شام خوردن خیلی زیاد بود
[ترجمه گوگل]در این حزب بسیار زیاد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Did you have a good nosh?
[ترجمه ترگمان]شام خوبی خوردی؟
[ترجمه گوگل]آیا شما یک اسم خوب دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She sprinkled pepper on my grub, watching me nosh.
[ترجمه Shirinbahari] او روی غذای من فلفل پاشیدوخوردن من را تماشا کرد.|
[ترجمه ترگمان]She را روی grub ...

معنی کلمه nosh به انگلیسی

nosh
• snack; snacking, eating (slang)
• (slang) eat (especially sweets)
• nosh is food that is ready to eat; an informal word.

nosh را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shirinbahari
خوردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nosh
کلمه : nosh
املای فارسی : نوش
اشتباه تایپی : دخسا
عکس nosh : در گوگل

آیا معنی nosh مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )