برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

negotiate

/nɪˈɡoʊʃɪeɪt/ /nɪˈɡəʊʃɪeɪt/

معنی: گفتگو کردن، مذاکره کردن، تبادل نظر کردن، به پول نقد تبدیل کردن
معانی دیگر: چک و چانه زدن، مورد بحث قرار دادن، جستارزدن، (پس از مذاکره) به توافق رسیدن، (با موفقیت) انجام دادن، (به سختی) عبور کردن، گذشتن (از)، پیش رفتن، طی کردن، (اوراق بهادار و سهام و غیره) دادوستد کردن، انتقال دادن، به پول نقد تبدیل کردن چک و برات

بررسی کلمه negotiate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: negotiates, negotiating, negotiated
• : تعریف: to bargain or come to terms with another party or parties.
مترادف: bargain
مشابه: chaffer, deal, haggle, palter, parley

- Workers and management have finally begun to negotiate.
[ترجمه ترگمان] کارگران و مدیریت در نهایت شروع به مذاکره کرده‌اند
[ترجمه گوگل] سرانجام کارگران و مدیران مذاکره را آغاز کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- If the price is too high, try negotiating with the seller.
[ترجمه ترگمان] اگر قیمت خیلی بالا باشد، سعی کنید با فروشنده مذاکره کنید
[ترجمه گوگل] اگر قیمت خیلی زیاد باشد، با فروشنده مذاکره کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: negotiator (n.)
(1) تعریف: to settle the terms of (a loan, contract, or the like) by discussion.
مترادف: settle
مشابه: agree, arrange, conclude, consummate, contract, decide, discuss

- The actor is still negotiating his contract with the studio.
[ترجمه ترگمان ...

واژه negotiate در جمله های نمونه

1. to negotiate a deep river
به سختی از رود ژرف رد شدن

2. to negotiate from strength
از موضع قدرت مذاکره کردن

3. we will negotiate with them when they forswear violence and terrorism
وقتی با آنها مذاکره خواهیم کرد که رسما دست از خشونت و تروریسم بردارند.

4. he wanted to negotiate before naming a price
او می‌خواست قبل از ذکر قیمت چک و چانه بزند.

5. they are willing to negotiate
آنان مایل به مذاکره هستند.

6. they gave him cart blanche to negotiate with the rival companies
به او اختیار تام دادند که با شرکت‌های رقیب مذاکره کند.

7. Only free men can negotiate; prisoners cannot enter into contracts. Your freedom and mine cannot be separated.
[ترجمه ترگمان]تنها مردان آزاد می‌توانند مذاکره کنند؛ زندانیان نمی‌توانند وارد قراردادها شوند آزادی تو و من را نمی توان از هم جدا کرد
[ترجمه گوگل]فقط مردان آزاد می توانند مذاکره کنند؛ زندانیان نمی توانند وارد قرارداد شوند آزادی و معنویت تو جدا نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I'd like to negotiate about the distributional plan with you.
[ترجمه ترگمان]دوست دارم راجع ب ...

مترادف negotiate

گفتگو کردن (فعل)
speak , argue , discuss , communicate , negotiate , parley
مذاکره کردن (فعل)
converse , negotiate , parley
تبادل نظر کردن (فعل)
negotiate
به پول نقد تبدیل کردن (فعل)
negotiate

معنی negotiate در دیکشنری تخصصی

negotiate
[حقوق] مذاکره کردن، معامله کردن، داد و ستد کردن، تنزیل کردن، انتقال دادن
[حقوق] مذاکره کردن به منظور عقد قرارداد

معنی کلمه negotiate به انگلیسی

negotiate
• conduct negotiations, bargain, deal; arrange, work out, compromise; clear or pass an obstacle
• if a person or group negotiates with another, or if two people or groups negotiate, they talk about a problem or situation on which they have different opinions in order to find a solution.
• if a person or group negotiates an agreement with another, or if two people or groups negotiate an agreement, they obtain it through discussion.
• if you negotiate for something, you try to obtain it by discussing it with other people.
• if you negotiate an obstacle, you succeed in moving around it.
negotiate a curve
• make a turn (in a vehicle)

negotiate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
راه حل پیدا کردن،گذر کردن(از موانع پیش رو)
Parsa
مذاکره سیاسی
zhra
تبدیل کردن،بحث و گفت و گو
پریسا پرویزی
در اقتصاد و مالی: بدست اوردن مقداری پول از تبدیل اسناد مالی ( مثل چک،سفته، برات) به وجه نقدی با ارزش یکسان
حسن امامی
مذاکره برای نیل به توافق
مثال The government refuses to negotiate with terrorists. دولت مذاکره با تروریست ها را رد کرد.
Amax
سروکار داستن، برتری یافتن، عبور کردن، کنار آمدن، فائق آمدن
غ ع مسجدی
چک و چونه زدن
مهرو خرم
We don't negotiate with terrorists
ما با تروریست ها مذاکره نمی کنیم
( جمله معروف اوباما)
sima
به توافق رسیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی negotiate

کلمه : negotiate
املای فارسی : نگتیت
اشتباه تایپی : دثلخفهشفث
عکس negotiate : در گوگل

آیا معنی negotiate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )