برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1568 100 1
شبکه مترجمین ایران

narrowly

/ˈnær.oʊ.li/ /ˈnær.oʊ.li/

بدقت، از نزدیک، بطور محدود، بزور، زورکی

واژه narrowly در جمله های نمونه

1. A tragedy was narrowly averted when a lorry crashed into a crowded restaurant.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که یک کامیون در یک رستوران شلوغ تصادف کرد، یک تراژدی از بین رفت
[ترجمه گوگل]هنگامی که یک کامیون در یک رستوران شلوغ سقوط کرد، تراژدی به شدت جلوگیری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. One car narrowly missed hitting the other one.
[ترجمه ترگمان]یک ماشین به فاصله کمی از ضربه زدن به دیگری از دست رفت
[ترجمه گوگل]یکی از ماشینها به راحتی از دست یکی دیگر به سمت پایین حرکت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The plane crashed, narrowly missing a hotel.
[ترجمه ترگمان]هواپیما سقوط کرد و به سختی یک هتل را از دست داد
[ترجمه گوگل]هواپیما سقوط کرد و هتل را گم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The study was criticized for being too narrowly focused.
[ترجمه ترگمان]این مطالعه به دلیل تمرکز بیش از حد مورد انتقاد قرار گرفت
[ترجمه گوگل]این تحقیق به دلیل گرایش متمرکز شده بود
[ترجمه شما] ...

معنی عبارات مرتبط با narrowly به فارسی

جان مفت بدر برد، مفت جست

معنی کلمه narrowly به انگلیسی

narrowly
• in a narrow manner, barely, scarcely

narrowly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
سرسختانه، متعصبانه، موشكفانه
محمدرضا ایوبی صانع
به دقت، باریک بینانه ، به طور مفرط، وسواس گونه،hardly
امیدوارم حق مطلب رو ادا کرده باشم، ولی باز توی جمله زیر که از جوجه اردک زشت انتخاب کردم، خوب چفت یا match نمی شه.

"and narrowly avoids being killed"

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی narrowly

کلمه : narrowly
املای فارسی : نررولی
اشتباه تایپی : دشققخصمغ
عکس narrowly : در گوگل

آیا معنی narrowly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )