misshapen

/ˌmɪsˈʃeɪpən//ˌmɪsˈʃeɪpən/

(به ویژه بدن) معیوب، ناقص، دژدیس، از شکل افتاده، بد شکل، ناقصالخلقه، کجآفریده

جمله های نمونه

1. the misshapen limbs of that leper
اندام های از شکل افتاده ی آن جذامی

2. Her hands were misshapen by arthritis.
[ترجمه گوگل]دست های او به دلیل آرتروز بد شکل بود
[ترجمه ترگمان]دستش به شدت ورم کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They were used to store trunks, suitcases, large misshapen cardboard boxes and broken furniture.
[ترجمه گوگل]از آنها برای نگهداری صندوق عقب، چمدان، جعبه های مقوایی بد شکل بزرگ و مبلمان شکسته استفاده می شد
[ترجمه ترگمان]آن ها با چمدان ها، چمدان، جعبه های مقوایی بزرگ و مبلمان شکسته عادت کرده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It looked misshapen in this light, almost as if something was eating away at it.
[ترجمه گوگل]در این نور بد شکل به نظر می رسید، تقریباً انگار چیزی آن را می خورد
[ترجمه ترگمان]در این نور خیلی بد به نظر می رسید، انگار چیزی در آن می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It wasn't just that the thing looked misshapen and ugly and threatening.
[ترجمه گوگل]فقط این نبود که آن چیز بد شکل و زشت و تهدیدآمیز به نظر می رسید
[ترجمه ترگمان]فقط به نظر نمی رسید که آن چیز زشت و زشت و تهدیدآمیز به نظر برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The old woman's fingers were misshapen and useless.
[ترجمه گوگل]انگشتان پیرزن بدشکل و بی فایده بود
[ترجمه ترگمان]انگشت های پیرزن کج و معوج شده بود و بی فایده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Avoid varieties whose foliage is misshapen.
[ترجمه گوگل]از واریته هایی که شاخ و برگ آنها بدشکل است خودداری کنید
[ترجمه ترگمان]از انواع مختلفی که شاخ و برگ های آن ها بد شکل است اجتناب کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Later, she would pick up the misshapen bullet from the floor.
[ترجمه گوگل]بعداً گلوله بدشکل را از روی زمین برمی داشت
[ترجمه ترگمان]بعد گلوله کج و معوج را از کف اتاق برمی داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Gao Yang was frightened by his rotten, misshapen teeth and weepy, festering eyes.
[ترجمه گوگل]گائو یانگ از دندان های پوسیده و بدشکل و چشمان گریان و چروک خود ترسیده بود
[ترجمه ترگمان]Gao، از میان دندان های پوسیده و کج و معوج، چشم های festering وحشت زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The bat flapped around his misshapen hat and took off into the dark.
[ترجمه گوگل]خفاش دور کلاه بدشکلش چرخید و به سمت تاریکی رفت
[ترجمه ترگمان]چوب به اطراف کلاه misshapen تکان خورد و در تاریکی فرو رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Misshapen carrots and potatoes were fed to the pigs.
[ترجمه گوگل]هویج و سیب زمینی بد شکل به خوک ها داده شد
[ترجمه ترگمان]هویج و سیب زمینی به خوکان خورانده می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The model was a little misshapen, the face furred with fluff from her pocket, but it was still intact.
[ترجمه گوگل]مدل کمی بدشکل بود، صورتش با کرک از جیبش پر شده بود، اما هنوز دست نخورده بود
[ترجمه ترگمان]مدل موهایش کمی کج و معوج شده بود، صورتش از جیبش باد کرده بود، اما هنوز سالم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I try to look beyond the misshapen face in the casket to the Jill I remember.
[ترجمه گوگل]سعی می کنم فراتر از چهره بدشکل در تابوت به جیلی که به یاد دارم نگاه کنم
[ترجمه ترگمان]سعی می کنم پشت صورت کج و معوج در تابوت که به یاد دارم نگاه کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Ballerinas often have blunted, misshapen toes.
[ترجمه گوگل]بالرین ها اغلب دارای انگشتان کوتاه و بد شکل هستند
[ترجمه ترگمان]ballerinas اغلب سست شده اند و انگشت های کج و کج و کج و معوج دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[ریاضیات] ناجور

انگلیسی به انگلیسی

• poorly shaped, deformed
something that is misshapen does not have a normal or natural shape.

پیشنهاد کاربران

پیشنهادِ واژه هایِ "گُمودن/گُمای - ( گُمادَن ) ، گُمودگی، گُمایِش، گُمایی، گُموده، گُمون، گُمونه و. . . ":
در اوستا واژه یِ " وی. میتَ: vi - mita" برابر با واژه یِ آلمانیِ "missgebildet" و برابر با واژگانِ اروپاییِ زیر بوده است:
...
[مشاهده متن کامل]

crooked , shapeless , abnormal ، misshapen ، deformed ، malformed
بررسیِ واژه یِ اوستاییِ " وی. میتَ" و روشِ بکارگیریِ آن در زبانِ پارسیِ نو:
1 - در زبانِ پارسی، پیشوندِ "وی" به ریختِ پیشوندِ "گُ" درآمده است.
2 - "میتَ" در اوستایی، کُنیده واژه ( =PPfP ) یِ ریشه یِ "ما ( ی ) " می باشد و این ریشه در زبانِ پارسی به ریختِ "مودَن/مای - " ( مادَن ) در دسترس است، چنانکه داریم: نمودن/نمای - ، آزمودن/آزمای - ، آمودَن/آمای - ( آمادَن ) و. . . . پس این کُنیده واژه با واژه یِ "موده" در پارسی برابری می کند.
اکنون با نگاه به 1 و 2 به آسانی در می یابیم که واژه یِ "وی. میتَ" در اوستا با واژه یِ "گُموده" ( گُماییده، گُماده، گُمون ) از فعلِ "گُمودَن/گُمای - " برابری می کند.
واژه یِ "گُمودن/گُمای - " ( گُمادن ) برابر با واژه یِ آلمانیِ "missbilden" است، چنانکه کریستین بارتولومه نیز در پَسگشتِ زیر آن را آورده است. از اینرو، واژه یِ "گُمودگی، گُمایِش" ( گُمایی ) برابر با واژه یِ آلمانیِ "Missbildung" خواهد بود که برابر با واژگانِ اروپاییِ زیر است:
freak ، abnormality ، abnormity ، deformity ، malformation
نکته 1: اکنون ما می توانیم برای واژگانِ بیگانه یِ " دِفرمه، ناقص، ناقص الخلقه، معیوب و بدشکل" از واژگانِ "گُموده، گُماییده، گُمون، گُماده" بهره ببریم.
نکته 2: فعلهایِ پایان یافته به " - ودن" با بُن کُنونیِ پایان یافته به " - آی" در زبانِ پارسی تواناییِ ساختِ واژگانی را که به " - ون" پایان می یابند، دارند؛ برای نمونه:
رَهنمون . . . رَهنمودن/رَهنمای -
نِمون، نِمونه. . . نِمودن/نِمای -
اَفزون، اَفزونه. . . اَفزودن/اَفزای -
زبون. . . زبودن/زبای -
و. . . . از اینرو، از فعلِ "گُمودن/گُمای - "، ما واژگانِ "گُمون، گُمونه" را نیز خواهیم داشت.
نکته 3: "مودَن/مای - " در واژه یِ " گُمودَن" به معنایِ "ساختن، بوجود آوردن" و برابر با واژه یِ آلمانیِ "bilden" بوده است؛ در این باره، آن را با واژه یِ "ماده" در زبانِ پارسی همسنجی کنید.
نکته 4: برپایه یِ آنچه کریستین بارتولومه آورده است، " گُمودن/گُمای - " برابر با واژه یِ آلمانیِ "umstalten" به معنایِ "تغییر شکل دادن، تبدیل کردن" نیز می باشد و "Umstaltung" به معنایِ "تغییر و تبدیل".
نکته 5: من از رویِ آگاهی واژگانِ بیگانه را بکار می برم تا خواننده جایگزینهایِ درخور را بیابد.
. . . .
پَسگشت:
1 - ستونهایِ 1165 و 1166 از نبیگِ "فرهنگنامه ی زبانِ ایرانیِ کهن" ( کریستین بارتولومه )
2 - روبرگِ 1350 از نبیگِ "فرهنگ واژه های اوستا"

misshapenmisshapen
قِناس
دُژشاپ
( Dozhshāp )
adjective
[more misshapen; most misshapen]
🔴 : badly shaped : having an ugly shape
◀️ a misshapen hand
◀️$15 a minute for that blown out misshapen fuck hole! No 👎
کج و کوله، از ریخت افتاده، معیوب