معنی: غیرت، گرمی، جنس، فطرت، جرات، خمیره
معانی دیگر: طینت، جوهر، جربزه

جمله های نمونه

1. on one's mettle
آماده ی کوشش،سرغیرت

2. a soldier of mettle
سرباز باغیرت

3. he wanted to try his mettle against the sea
او می خواست طاقت خود را در برابر دریا بیازماید.

4. our team members proved their mettle
افراد تیم ما جوهر خود را بروز دادند.

5. Mettle is dangerous in a blind horse.
[ترجمه گوگل]متل در اسب کور خطرناک است
[ترجمه ترگمان]mettle در یک اسب کور خطرناک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She showed her mettle by winning in spite of her handicap.
[ترجمه ساعی رضایی] او غیرت و جوهر خود را با برنده شدن نشان داد با وجود معلولیتش
[ترجمه گوگل]او علیرغم معلولیت خود با برد نشان داد
[ترجمه ترگمان]با وجود of، mettle را به او نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Both players were on their mettle in the final round.
[ترجمه ساعی رضایی] هردو بازیکن در دور آخر شجاعانه بازی کردند
[ترجمه گوگل]هر دو بازیکن در مرحله پایانی آمادگی خود را داشتند
[ترجمه ترگمان]هر دو بازیکن در دور نهایی به غیرت بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The German athletes showed/proved their mettle in the final round.
[ترجمه گوگل]ورزشکاران آلمانی توانایی خود را در دور نهایی نشان دادند/ثابت کردند
[ترجمه ترگمان]ورزش کاران آلمانی نشان دادند که غیرت خود را در دور نهایی نشان داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. You'll be on your mettle during the training period.
[ترجمه گوگل]شما در طول دوره آموزشی با توانایی خود خواهید بود
[ترجمه ترگمان]در طی دوره آموزشی در اختیار شما خواهید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. His first important chance to show his mettle came when he opened the new session of the Legislature.
[ترجمه گوگل]اولین فرصت مهم او برای نشان دادن استعداد خود با افتتاح جلسه جدید مجلس قانونگذاری به دست آمد
[ترجمه ترگمان]نخستین فرصت او برای نشان دادن غیرت او هنگامی حاصل شد که جلسه جدید مجلس مقنن را افتتاح کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The team will be on their mettle for the big game.
[ترجمه گوگل]این تیم برای یک بازی بزرگ آماده است
[ترجمه ترگمان]این تیم برای بازی بزرگ، شجاعت خود را به دست خواهد آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She really showed her mettle under pressure.
[ترجمه گوگل]او واقعاً زیر فشار توانایی خود را نشان داد
[ترجمه ترگمان]او واقعا شجاعت خود را تحت فشار نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Crises will strew his path to test his mettle.
[ترجمه ساعی رضایی] بحران ها در مسیر او پخش میشوند تا شجاعتش مورد امتحان قرار بگیرد
[ترجمه گوگل]بحران‌ها مسیر او را برای آزمایش توانایی‌هایش می‌چرخانند
[ترجمه ترگمان]بحران ها هر دو روش خود را برای آزمودن mettle استفاده خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The best place to test a motorcycle's mettle is on a twisty mountain road.
[ترجمه ساعی رضایی] بهترین مکان برای تست جنس یک موتورسیکلت یک جاده پرپیچ و خم کوهستانی ست
[ترجمه گوگل]بهترین مکان برای آزمایش قدرت موتور سیکلت در یک جاده کوهستانی پرپیچ و خم است
[ترجمه ترگمان]بهترین مکان برای تست کردن یک موتور سیکلت بر روی جاده کوهستانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

غیرت (اسم)
enthusiasm, zeal, fervor, ardor, honor, mettle, fervency, envy

گرمی (اسم)
cordiality, heat, stew, zeal, fervor, ardor, mettle, fervency, warmth, glow, zing, rut

جنس (اسم)
breed, material, substance, stuff, kind, stamp, brand, mettle, commodity, ware, genre, gender, genus

فطرت (اسم)
nature, temperament, mettle, creation, constitution

جرات (اسم)
gut, grittiness, courage, spirit, venture, daring, mettle, spunk

خمیره (اسم)
nature, essence, mettle, dough

انگلیسی به انگلیسی

• characteristic disposition or temperament; bravery; spirit
if you are on your mettle, you are ready to do something as well as you can, because you know that you are being tested or challenged.
if you show your mettle or you prove your mettle, you show that you are capable of doing something well.

پیشنهاد کاربران

President had an opportunity to prove his own
. mettle
This term refers to a person’s ability to cope with difficult situations or face challenges with bravery and resolve.
توانایی فرد برای کنار آمدن با موقعیت های دشوار یا رویارویی با چالش ها با شجاعت و اراده
[مشاهده متن کامل]

She showed her mettle by standing up to the bullies.
In a sports context, a commentator might say, “The team displayed their mettle by making a comeback in the final minutes. ”
A motivational speaker might encourage their audience, “It’s important to believe in yourself and show your mettle in the face of adversity. ”

سرسختی، تاب اوری
جربزه، شجاعت، غیرت