messed with

به انگلیسی

• got involved with, got into trouble with; tinkered with, fooled around with, fiddled with

پیشنهاد کاربران

در افتادن با
گند زدن به اخلاق. بهم ریخته کردن
All the rules and regulations with this business are really starting to mess with my head


درگیر شدن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما