margin of error

/ˈmɑːrdʒən əv ˈerər//ˈmɑːdʒɪn əv ˈerə/

(noun) (مالی) میزان خطا

جمله های نمونه

1. The survey has a margin of error of 1%.
[ترجمه منصور دریس] این بررسی احتمال خطای یک درصد را دارد.
|
[ترجمه گوگل]این نظرسنجی دارای حاشیه خطای 1 درصدی است
[ترجمه ترگمان]این نظرسنجی دارای حاشیه خطای ۱ % است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The margin of error was plus or minus three percentage points.
[ترجمه گوگل]حاشیه خطا مثبت یا منفی سه درصد بود
[ترجمه ترگمان]حاشیه خطا به علاوه سه درصد منفی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The poll has a margin of error of plus or minus 5 per cent.
[ترجمه گوگل]این نظرسنجی دارای حاشیه خطای مثبت یا منفی 5 درصد است
[ترجمه ترگمان]این نظرسنجی دارای حاشیه خطای مثبت یا منفی ۵ درصد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The margin of error for a racing driver is tiny.
[ترجمه گوگل]حاشیه خطا برای یک راننده مسابقه بسیار ناچیز است
[ترجمه ترگمان]حاشیه خطای برای یک راننده مسابقه بسیار کوچک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The margin of error is plus or minus one percent.
[ترجمه گوگل]حاشیه خطا مثبت یا منفی یک درصد است
[ترجمه ترگمان]حاشیه خطای مثبت یا منفی یک درصد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The margin of error for the study was plus or minus 5 percentage points. sentence dictionary
[ترجمه گوگل]حاشیه خطا برای مطالعه مثبت یا منفی 5 درصد بود فرهنگ لغت جمله
[ترجمه ترگمان]حاشیه خطای این مطالعه به علاوه منفی ۵ درصد بود فرهنگ لغت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The poll has a margin of error of plus or minus five percentage points.
[ترجمه گوگل]این نظرسنجی دارای حاشیه خطای مثبت یا منفی پنج درصد است
[ترجمه ترگمان]این نظرسنجی دارای حاشیه خطای مثبت یا منفی ۵ درصد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The margin of error for that subgroup was plus or minus 7 percentage points.
[ترجمه گوگل]حاشیه خطا برای آن زیر گروه مثبت یا منفی 7 درصد بود
[ترجمه ترگمان]حاشیه خطا برای این گروه مثبت یا منفی ۷ درصد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The finding carries a margin of error of 5 percentage points.
[ترجمه گوگل]این یافته دارای حاشیه خطای 5 درصدی است
[ترجمه ترگمان]این یافته، حاشیه خطای ۵ درصد را دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The survey by Mason-Dixon has a margin of error of 5 percentage points.
[ترجمه گوگل]نظرسنجی Mason-Dixon دارای حاشیه خطای 5 درصدی است
[ترجمه ترگمان]نظرسنجی توسط می سون - دیکسون دارای حاشیه خطای ۵ درصد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The poll has a margin of error of three percent.
[ترجمه گوگل]این نظرسنجی دارای حاشیه خطای سه درصدی است
[ترجمه ترگمان]این نظرسنجی دارای حاشیه خطای سه درصد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It has a margin of error of plus or minus 5 percentage points.
[ترجمه گوگل]دارای حاشیه خطای مثبت یا منفی 5 درصد است
[ترجمه ترگمان]یک حاشیه خطای مثبت یا منفی ۵ درصد دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A margin of error of 10% is seen as acceptable.
[ترجمه گوگل]حاشیه خطای 10 درصد قابل قبول است
[ترجمه ترگمان]حاشیه خطای ۱۰ % به عنوان قابل قبول تلقی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The margin of error was plus or minus 3 percentage points.
[ترجمه گوگل]حاشیه خطا مثبت یا منفی 3 درصد بود
[ترجمه ترگمان]حاشیه خطا به علاوه منفی یا منفی ۳ درصد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The poll, conducted this week, had a margin of error of 5 percent.
[ترجمه گوگل]این نظرسنجی که این هفته انجام شد، 5 درصد حاشیه خطا داشت
[ترجمه ترگمان]این نظرسنجی که این هفته انجام شد، دارای حاشیه خطای ۵ درصدی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• amount of extra time or space that is allowed for potential mistakes

پیشنهاد کاربران

یک اصطلاح آماری است که به میزان عدم قطعیت یا خطای احتمالی در نتایج یک نظرسنجی، پژوهش، یا اندازه گیری اشاره دارد. این مقدار معمولاً به صورت � ( بعلاوه/منهای ) بیان می شود و نشان می دهد که نتیجه واقعی در چه بازه ای از نتیجه گزارش شده قرار دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( نظرسنجی انتخاباتی )
"The margin of error in this presidential poll is plus or minus 2. 5 percentage points. "
ضریب خطا در این نظرسنجی ریاست جمهوری بعلاوه/منهای ۲. ۵ درصد است.
( علوم پزشکی – آزمایش )
"Blood glucose meters have a margin of error of about 15%. "
دستگاه های قند خون دارای حاشیه خطای حدود ۱۵٪ هستند.
( مهندسی کیفیت )
"The margin of error for the piston diameter is 0. 005 inches. "
میزان خطای مجاز برای قطر پیستون ۰. ۰۰۵ اینچ است.
( محاوره – برنامه ریزی )
"We need to build a margin of error into our project timeline for unexpected delays. "
باید یک ضریب خطا در برنامه زمانی پروژه برای تأخیرهای پیش بینی نشده در نظر بگیریم.

حاشیۀ خطای ( محاسباتی )
margin of error ( آمار )
واژه مصوب: حاشیۀ خطا
تعریف: نصف طول بازۀ اطمینان
how many mistakes you can make and still be able to achieve something
میزان خطا /اشتباه
تعداد خطا
درصد خطا
درصد اشتباه
an extra amount of something, such as time or money, that you allow because there might be a mistake in your calculations
...
[مشاهده متن کامل]

the amount by which a set of data might not be accurate:

ضریب خطا