برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1402 100 1

mess around

/mɛs əˈraʊnd/ /mɛs əˈraʊnd/

واژه mess around در جمله های نمونه

1. Don't mess around with sharp knives.
[ترجمه ترگمان]با چاقوهای تیز بازی نکن
[ترجمه گوگل]با چاقوی تیز نباشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Be nicer to him. You shouldn't mess around with him like that.
[ترجمه ترگمان]باه‌اش بهتر رفتار کن تو نباید با اون اینطوری کنار بیای
[ترجمه گوگل]برای او جالب باشد شما نباید با او مانند آن غرق شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Never mess around with scissors.
[ترجمه ترگمان]هیچ وقت با قیچی بازی نکن
[ترجمه گوگل]هرگز با قیچی آشفته نشوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A monster like that is nothing to mess around with.
[ترجمه ترگمان]هیولایی مثل این، چیزی نیست که با آن دست و پنجه نرم کند
[ترجمه گوگل]یک هیولایی مثل این چیزی نیست که با آن آشنا شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه mess around به انگلیسی

mess around
• loiter, remain idle in one place

mess around را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مه رو
پلکیدن
خیری
goof off , mess about
Minoo
کثیف کاری کردن
ابوذر.ف
وقت گذرونی
لیلی
درگیر بودن، سروکار داشتن با چیزی بدون هدف و برنامه خاص
پدربزرگ هنوز با ان رادیوی قدیمی درگیر است یا سروکله میزند..
Reza
وقت تلف کردن
یللی تللی کردن
انگونگ به چیزی کردن
مسخره بازی درآوردن

Fool around
Monkey around
Hang around
Goof around
Horse around

ول ول چرخیدن و یللی تللی کردن
Pouria
سرگرم شدن با چیزی
چیکسای
خراب کاری کردن
Aden
بازیگوشی کردن
S
علافی کردن
احسان غنی
هوس بازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی mess around مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )