برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1434 100 1

mess about


1- (عامیانه) درگیر شدن (با) 2- وقت تلف کردن، ور رفتن، انگولک کردن

واژه mess about در جمله های نمونه

1. Don't mess about with married women, it's unlawful.
[ترجمه Parisa] با زنان شوهر دار گرم نگیر. (لاس نزن) غیر قانونی است.
|
[ترجمه ترگمان]با زن‌های شوهردار گند نزن، غیر قانونی است
[ترجمه گوگل]با زنان متاهل آشنا نباشید، غیرقانونی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Don't mess about with my camera - you'll break it.
[ترجمه ترگمان]با دوربین من کاری نداشته باش - تو این را می‌شکنی
[ترجمه گوگل]با دوربین من آشنا نباشید - شما آن را شکستن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You'd better not mess about in the affairs of others.
[ترجمه ترگمان]بهتر است در کاره‌ای دیگران دخالت نکنی
[ترجمه گوگل]بهتر است در امور دیگران سرگردان نشوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Don't mess about my bags.
...

معنی کلمه mess about به انگلیسی

mess about
• loiter, remain idle in one place

mess about را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عطیه
Mess about with
ور رفتن با چیزی
arash
مسخره بازی کردن
سید محمود حسینی
سرکار گذاشتن بد رفتار کردن
رابطه سکسی با کسی داشتن خیانت کردن
ور رفتن
فرهود
خراب کسی بودن، عاشق کسی بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mess about
کلمه : mess about
املای فارسی : مس اباوت
اشتباه تایپی : ئثسس شذخعف
عکس mess about : در گوگل

آیا معنی mess about مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )