برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1429 100 1

make out

/ˈmeɪkˈaʊt/ /meɪkaʊt/

معنی: تنظیم کردن، موفق شدن، معنی چیزی را پیدا کردن
معانی دیگر: 1- به اشکال دیدن 2- فهمیدن 3- نوشیدن 4- موفق شدن 5- عشق بازی کردن 6- جماع کردن، سردراوردن از

واژه make out در جمله های نمونه

1. I couldn't make out what she meant.
[ترجمه مزمل] من نتوانستم بفهمم منظورش ( خانم ) چه بود ؟
|
[ترجمه fattah] من نتوانستم منظورش رو بفهمم؟
|
[ترجمه ترگمان]نمی‌توانستم منظور او را بفهمم
[ترجمه گوگل]من نمیتوانستم آنچه را که به معنای آن بود، بفهمم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I could just about make out his sleeping form on the bed.
[ترجمه ترگمان]من فقط میتونم فرم خوابش رو روی تخت درست کنم
[ترجمه گوگل]من فقط می توانم در مورد خواب خود را بر روی بستر را تشکیل می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Distantly, to her right, she could make out the town of Chiffa.
[ترجمه ترگمان]Distantly، به سمت راست، می‌توانست شهر of را از شهر خارج کند ...

مترادف make out

تنظیم کردن (فعل)
order , adjust , modulate , regulate , redact , formulate , frame , control , regularize , regiment , make out , edit , line up
موفق شدن (فعل)
get on , prosper , do well , succeed , get rich , make good , make out , thrive , make it
معنی چیزی را پیدا کردن (فعل)
make out

معنی کلمه make out به انگلیسی

make out
• decipher, understand; write out, fill out; discern, distinguish

make out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر
بوسیدن(خودمانی)
عاطفه .موسوی
تشخیص دادن
هما
بدست اوردن
احسان
دیدن، فهمیدن، شنیدن
he tried to tell me something but it was so noisy' I just couldn't make it out.
درسا
تشخیص دادن
حسام مهدوی
(چک) نوشتن
aylin
درست کردن چیزی
عاطفه موسوی
تجسم کردن
Mobin
ادعا کردن
Majid Mehradi
make sb out
I just can't make Jake out at all
I just can't understand Jake's behaviour
یکی از معنی
درک نکردن رفتار فلانی
Hydro Cyborg
to see, hear, or understand something or someone with difficulty: The numbers are too small - I can't make them out at all.
نگار
به زور فهمیدن
مهدیه حمزه ئی
سر درآوردن
عدالت مجاوری
1- نوشتن و پرکردن
make out a form/prescription/check/list

2- دیدن
make out a ship approaching

3- فهمیدن و درک کردن
I can't make out what do you mean

4- نشون دادن/توصیف کردن
This book make him out to be criminal = این کتاب اونو یک آدم تبهکار نشون میده
Mahdi
معنی خجالت زده کردن کسیم میده
They showed me up infront of my friends
Majid
Kiss sb passionately، یعنی یه نفرو خیلی با احساس بوس کردن
مهسا
to kiss and touch someone in a sexual way
suppressed
یک معنی متفاوت که ذکر نشد از
Longman dictionary
to succeed :پیش بردن کاری
How did you make out this morning
امروز صبح چطور پیش رفتی؟
how's Fran making out with her new job
فرن با شغل جدیدش چطور داره پیش میره؟
سروناز
به نظر رسیدن
pouya farahani
عشق بازی کردن
ماچ کردن
Mehrab
قادر به دیدن یا شنیدن کسی و یا خواندن چیزی ( در شرایطی سخت)
مثلا I could just make out a small shiny hole in the darkness
فقط میتوانستم در تاریکی حفره کوچک نورانی ای را ببینم
گیسو
درست شدن
علی
This idiom has two common meaning:
1. to kiss someone's patiently
2. to prepare a legal documents e.g.will
Sepid
Complete form
کامل کردن فرم
hasan
فهمیدن
I can't make out what she said
نمیتوانم بفهمم چی میگه
sam
در فرهنگ امریکن یعنی (لب گرفتن)
فرهود
Don't make me out to be some kind of hero
فکر نکن من یه قهرمانم
فرج الله نوروزی ۰۹۱۱۸۳۴۷۵۸۴
فهمیدن ..سر در اوردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی make out
کلمه : make out
املای فارسی : میک آوت
اشتباه تایپی : ئشنث خعف
عکس make out : در گوگل

آیا معنی make out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )