برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1389 100 1

make a clean breast of


کاملا اقرار کردن، (گناه و تقصیر و سر و غیره) آشکار کردن

واژه make a clean breast of در جمله های نمونه

1. Julia finally made a clean breast of it and admitted that she had stolen the money.
[ترجمه ترگمان]جولیا بالاخره سینه‌اش را صاف کرد و اعتراف کرد که پول را دزدیده
[ترجمه گوگل]در نهایت جولیا یک سینه تمیز از آن را ساخت و اعتراف کرد که پول را به سرقت رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He made a clean breast of the whole secret.
[ترجمه ترگمان]او از تمام این راز سینه خود را پاک می‌کرد
[ترجمه گوگل]او یک سینه تمیز از کل راز ساخته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He made a clean breast of everything and admitted taking the money.
[ترجمه ترگمان]او یک سینه تمیز از همه چیز درست کرد و اعتراف کرد که پول را می‌گیرد
[ترجمه گوگل]او یک پستان تمیز از همه چیز ساخته و اجازه داد که پول بگیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He made a clean breast of his crime to the police.
[ترجمه ترگمان]اون یه سینه خالی از جرمش رو به پلیس نشون داد
[ترجمه گوگل]او یک پلیس پاکیزه از جرم خود را ب ...

معنی کلمه make a clean breast of به انگلیسی

make a clean breast of
• admit everything

به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی make a clean breast of
کلمه : make a clean breast of
املای فارسی : میک ا کلین برست اوف
اشتباه تایپی : ئشنث ش زمثشد ذقثشسف خب
عکس make a clean breast of : در گوگل

آیا معنی make a clean breast of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )